*🐰: «یکم ناراحت‌کننده‌ست.»

*🐰: «یکم ناراحت‌کننده‌ست.»

🐻: «منم ناراحتم.»

🐰: «چرا ناراحتی؟ چون من مریضم؟»

🐻: «منم مریضم...»

🐻: «ظاهراً ما اعضای BTS همیشه سر و کارمون با بیمارستانه! 😂 جالبه که خودمون بیشتر از هرکسی مراقب سلامتی‌مون هستیم.»

🐰: «درسته 😆 تازه ما بیشتر از همه هم ورزش می‌کنیم.»

🐻: «هیچ‌وقت اینو به آرمی‌ها نگفته بودم، ولی فکر کنم حدود دو سال و نیمه که شنوایی گوشم شروع کرده به ضعیف شدن.»

🐰: «ولی اخیراً رفتی بیمارستان و درمانش کردی، درسته؟ بهتر شد یا دوباره برگشت به حالت قبل؟»

🐻: «آره. شاید حدود یه ماه پیش؟ مثلاً اگه این گوشم (راست) بتونه با شدت ۱۰۰ بشنوه، این یکی (چپ) فقط حدود ۳۰ می‌شنوه.»

🐰: «باید خیلی مراقبش باشی.»

🐻: «برای همین داروهام رو مرتب مصرف می‌کنم.»

🐻: «راستش وقتی دوران سربازی شنواییم بدتر شد، همه اونجا خیلی روی ورزش و این چیزها تأکید داشتن و می‌گفتن: "همه‌چیز به قدرت ذهنی بستگی داره." آخرش خودم هم باور کرده بودم که مشکل از قدرت ذهنی منه...»

🐰: «نه، این‌طوری فکر نکن.»

🐻: «من مرتب دارم می‌رم بیمارستان.
دیدگاه ها (۲)

*منو دوستمیم به حرفای مسخره ی هم میخندیم:

Part ⁴²The name of the story: Madness hall(تالار جنون)گفتم:و...

🐰 ما رژیم گرفتیم🐻 ما داریم از گرسنگی می‌میریم،🐰نه، دیگه از گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط