بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

بی تو، مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم

در نهانخانه جانم گل یاد تو درخشید
باغ صد خاطره خندید
عطر صد خاطره پیچید
🍁دخترپاییز
دیدگاه ها (۶۵)

آدمهای حسود شایعه میسازندادمهای احمق پخش میکنندونفهم ها باور...

چو تخت پاره بر موجرها رها رها منز من هر آنکه او دورچو دل ...

مردی که دو زن و یک کولر داشت 😂😂🍁دخترپاییز┄┄┅┅✿🍃❀♥️❀🍃✿┅┅┄┄

سير عاشق شدن اين شكليه:١_از گربه‌ها بدت مياد٢_از یکی خوشت مي...

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم شدم آن عاشق دیوانه که بود...

داستان سهراب وپریسا نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط