قطاری بود متروک..

قطاری بود متروک..
روحی بود سرگردان..
قلبی بود پر از غم..
جسمی بود خسته از درد..
حسی بود به اسم آرامش..
و آزادی ای بود به نامِ تو!

































































































_کافه تهکوک #TK



















































































































The disease of memories with you`
دیدگاه ها (۰)

امروز بی دلیل تمام خاطراتم از کوچهء حافظه ام گذشتند و ؛آسمان...

کافکا خیلی قشنگ میگه... _کافه تهکوک #TK The disease of memor...

مرا بفهم... من‌‌ شبیهِ یک دنیایِ معمولی نیستم! _کافه تهکوک #...

یکی زحمت بکشه من و ببره به همون دوره.. چون من به اونجا تعلق ...

بارها آن نام مقدس عشق را تکرار میکنم به ذهن یادآور میشوم که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط