اسم فیکرویای سلطنتی
𝑝𝑎𝑡𝑡4
اسم فیک:رویای سلطنتی
بلاخره صبح شد اما دخترک حتی چشم بر هم نذاشته بود خدمتکارا آمدن و صبحانه برایش آوردند اما او حتی لب به صبحانه اش هم نزد خدمتکارا لباس مخصوص و تاج مخصوص را برای او آماده کردند و بر تن ظریف و سفید دخترک کردند دخترک بسیار اشک ریخت خدمتکارا مقداری او را میکاپ کردند و آماده شد شاهزاده هم آماده بود شاهزاده بسیار ذوق داشت و خوشحال بود اما دخترک چیی؟؟؟او بسیار ناراحت هر لحظه و هر ثانیه بر پدرش لعنت می فرستاد زیرا پدرش اورا مجبور به ازدواج کرد شاهزاده و دخترک دست در دست هم به جایگاه مخصوص حرکت میکردند که دخترک چشمش به پدر و اقوامش افتاد آنها بسیار خوشحال بودند بلاخره به جایگاه مخصوص رسیدن و روی صندلی های مخصوص خود نشستند و ازدواج پیش گرفت مقداری از رقصنده ها آن وسط رقصیدند و مقدار هم می خندیدن ناهار را آوردند و شروع به خوردن ناهار کردند بعد از خوردن ناهار تک تک مهمان ها آمدند و خداحافظی کردند و دخترک و شاهزاده هم خداحافظی کردند تا بلاخره مراسم تموم شد و دخترک به اتاق خود رفت......
ادامه دارد.........
اسم فیک:رویای سلطنتی
بلاخره صبح شد اما دخترک حتی چشم بر هم نذاشته بود خدمتکارا آمدن و صبحانه برایش آوردند اما او حتی لب به صبحانه اش هم نزد خدمتکارا لباس مخصوص و تاج مخصوص را برای او آماده کردند و بر تن ظریف و سفید دخترک کردند دخترک بسیار اشک ریخت خدمتکارا مقداری او را میکاپ کردند و آماده شد شاهزاده هم آماده بود شاهزاده بسیار ذوق داشت و خوشحال بود اما دخترک چیی؟؟؟او بسیار ناراحت هر لحظه و هر ثانیه بر پدرش لعنت می فرستاد زیرا پدرش اورا مجبور به ازدواج کرد شاهزاده و دخترک دست در دست هم به جایگاه مخصوص حرکت میکردند که دخترک چشمش به پدر و اقوامش افتاد آنها بسیار خوشحال بودند بلاخره به جایگاه مخصوص رسیدن و روی صندلی های مخصوص خود نشستند و ازدواج پیش گرفت مقداری از رقصنده ها آن وسط رقصیدند و مقدار هم می خندیدن ناهار را آوردند و شروع به خوردن ناهار کردند بعد از خوردن ناهار تک تک مهمان ها آمدند و خداحافظی کردند و دخترک و شاهزاده هم خداحافظی کردند تا بلاخره مراسم تموم شد و دخترک به اتاق خود رفت......
ادامه دارد.........
- ۳.۸k
- ۲۲ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط