رمان رویای من

رمان رویای من

فصل دوم

پارت ۴۵

دیانا: عه من میخواستم از کیک عروسیم بخورم

ارسلان: بیا بریم تو ماشین

دیانا: باشه دامن لباسمو زدم بالا به سمت ماشین رفتم که ارسلان از صندلی پشت یه ظرف آورد

ارسلان: بفرمایید این برای من آیتم برای تو مامانت به فکر ما بوده

دیانا: اوهوم ولی چقدر زیاد

ارسلان: بخور اشکال نداره

دیانا: بخور بعد بریم

ارسلان: اوکی من خوردم تموم شد راه افتادیم به سمت جایی که اوکی کرده بودم

دیانا: آخی ارسلان ساعت چنده

ارسلان: ۶ صبح

دیانا: ارسلان خیلی خسته شدی

ارسلان: اوهوم
دیدگاه ها (۴)

رمان رویای من فصل دوم پارت ۴۶دیانا: منم خمیازه کشیدم که گفت ...

رمان رویای من فصل دوم پارت ۴۷مامان: سلام دخترم رسیدید دیانا:...

رمان رویای من فصل دومپارت ۴۴دیانا: دختره رفت بعد چند دقیقه ر...

رمان رویای من فصل دومپارت ۴۳ارسلان: لبخندی زدمدیانا: ارسلان ...

Porsche

ܥ݆ـܢܚ݅ܩߊ‌ܝ̇ߺــ یܟܿـے✨️𝐏𝐚𝐫𝐭𝟐𝟏_-خب بفرما خانوم ا.ت اینم آبمیوه...

for me

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط