_‏خالی از هر گونه انگیزه برای ادامه دادن!

_‏خالی از هر گونه انگیزه برای ادامه دادن!
دستانش بوی مرگ می‌داد، در زیر پوستش لایه‌ی ض‍‌خیمی از غم بود. غمی که یک‌لحظه او را رها نمی‌کرد، غمی که با دستان سردش، قلب او را می‌فشرد. حزن و اندوه در شریانش جاری بود و تمام وجودش را فرا گرفته بود.
نتیجه‌ اش روحی کدر در جسمی بی‌رمق بود!🙂🌿..
دیدگاه ها (۵)

Wooden doll 🍂 با آخرین تراش ، براده ای کوچک بر پارکت های رنگ...

پارت پنج

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۷: سایه‌هایِ خونینصبحِ روزِ بعد،...

پارت۱بارون به شدت به سقف فلزیِ سالن تمرینِ متروکه‌ی شماره‌ی ...

『 #Dark Fantasy Romance 』 The Scarlet Cure━━━━━━⊱ ⚔ ⊰━━━━━━پ...

_‏خالی از هر گونه انگیزه برای ادامه دادن! دستانش بوی مرگ می‌...

■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■■Sweet Love³⁹باران بی‌امان می‌ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط