شبا آهسته میگریم...

دردمو با تو گفتم که محرم اسرارم بودی
نمیدونستم خودتم یه روز قراره دردم بشی
بیمعرفت حالا از درد تو به کی بگم؟!!

برگرد که جز تو محرمی نیس...

#۱۳۱۶
#همای
دیدگاه ها (۰)

با من امشب زیر باران گریه کن...

انگار..

معین زندی

مهدی احمدوند

با ترس زل زده بودی همراه با چاقو آغشته به خونش قدم قدم نزدیک...

my love part 81

عررررر ¡_¡ ادیت زدم همش به باد رفت ...یه ادیت یکی مثل همونای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط