تو آن زمان به سرم سایه خواهی افکندن

تو آن زمان به سرم سایه خواهی افکندن
که پیش پای تو ترکیب من پراکنده است
به شاهراه طلب بیم نامرادی نیست
زهی امید که تا عشق هست پاینده است
ز دورباش حوادث دلم ز راه نرفت
بیا که با تو هنوزم هزار پیوند است
به جان سایه که میرنده نیست آتش عشق
مبین به کشته ی عاشق که عاشقی زنده است
دیدگاه ها (۰)

سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۳‌در انتهای تونل، در...

بهانه ی کشش عشق و کوشش دل منهمین غم است که مقصود آفریننده اس...

زمان میان من و او #جدایی افکنده‌ستمن ایستاده در اکنون و او د...

💞 🌼زمان میانِ من و او جدایی افکنده‌ستمن ایستاده در اکنون و ا...

ز دور باش حوادث ...دلم ز راه نرفت...بیا که با تو هنوزم...هزا...

به جان سایه که میرنده نیست آتش عشقمبین به کشته عاشق که عاشقی...

#عاشقانه_های_من#دکلمه #دکلمه_های_زیبا#زیبا #غمگین #دلتنگ #دل...

ز سرگذشت چمن، دل به درد می آیدببند پنجره را باد سرد می آید!د...

ز سرگذشت چمن، دل به درد می آیدببند پنجره را باد سرد می آید!د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط