𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی جونکوک پرستار پرنسس خودش شد 🥹💜
𓂃 ࣪˖ ִֶָ ˖ وقتی جونکوک پرستار پرنسس خودش شد 🥹💜
🪻🪽
ا/ت چند روزی مریض میشه و فکر میکنه فقط باید داروهاشو بخوره و استراحت کنه...
اما یه نفر اصلاً قصد نداره حتی یه لحظه تنهاش بذاره. 🥺
از سوپ درست کردن و دارو دادن گرفته تا غر زدنهای بامزه و مراقبتهای شبانه...
جونگکوک تبدیل میشه به همون پرستاری که ا/ت اصلاً انتظارشو نداشت. 🤍
«تا وقتی خوب بشی، جایی نمیرم پرنسسم...» 🥹
ولی خب... وقتی پای یه دختر باباییِ لوس وسط باشه، مراقبت کردن هم آسون نیست! 😂💜
۵ پارت | کوتاه و دیالوگمحور | تمومشده 🍄
اگه خوشت اومد، یه 💜 بذار که بدونم برای داستانهای بعدی هم ادامه بدیم! 🪻
#رمان #فانفیک #جونگکوک #BTS #فیک #رمان_کوتاه #داستان #پرنسسم 💜🪻
🪻🪽
ا/ت چند روزی مریض میشه و فکر میکنه فقط باید داروهاشو بخوره و استراحت کنه...
اما یه نفر اصلاً قصد نداره حتی یه لحظه تنهاش بذاره. 🥺
از سوپ درست کردن و دارو دادن گرفته تا غر زدنهای بامزه و مراقبتهای شبانه...
جونگکوک تبدیل میشه به همون پرستاری که ا/ت اصلاً انتظارشو نداشت. 🤍
«تا وقتی خوب بشی، جایی نمیرم پرنسسم...» 🥹
ولی خب... وقتی پای یه دختر باباییِ لوس وسط باشه، مراقبت کردن هم آسون نیست! 😂💜
۵ پارت | کوتاه و دیالوگمحور | تمومشده 🍄
اگه خوشت اومد، یه 💜 بذار که بدونم برای داستانهای بعدی هم ادامه بدیم! 🪻
#رمان #فانفیک #جونگکوک #BTS #فیک #رمان_کوتاه #داستان #پرنسسم 💜🪻
- ۲۵۳
- ۲۲ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط