لیش تأخر عباس

لیش تأخر عباس
من البين ياحسين من زغري وشاب الراس
واي از دست جدا؛ اي حسين! از غمت در کودکی موی سرم سفید شد.

تانيت ناديت ليش تأخر عباس؟
انتظار کشیدم؛ فریاد برآوردم؛ چرا عباس دير كرد؟

ريته يـمي .. يـجلي همي .. وينه عمي
کاش پيش من مي ماند و غم مرا درست مي ساخت. عمويم کجاست؟

لیش تأخر عباس؟
چرا عباس دير كرد؟

أنا ياحسين العزيزة ... سكنة يا صيوان داراي
حسين! اي سرپناه من! من سکینه، دردانه تو هستم.

اعتذر منک يابوي ... وادري مقبول اعتذاري
اي پدر! از تو مغذرت می خواهم و می دانم اذزخوای من قبول می کنم.

بسبب لن حشمت عمي ... من العطش وبقلبي ناري
چرا كه من بودم كه از عطش از عمويم آب استفاده كردم آتشها در دل من شعله ور شد.

وراح عمي وانتظرته ... حتي ملّيت انتظاري
و چنين بود كه عمويم رفت و من به انتظار او ماندم و آن قدر منتظر شدم كه از انتظار خسته شدم.

مليت .. ظليت .. انطر واحسب لحظه
از انتظار خسته شدم پيوسته. لحظه ها رو شمردم.
دیدگاه ها (۱)

نوحه عربی صلی الله علیک یا فاطمه مادر دوعالم ...

عزاداری در شهر دیربورن آمریکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط