نوشته بود

نوشته بود :
کسی را چنان دوست داری که برایش بجنگی؟!
گفتم:
از جنگ ها برگشته‌ام با زخم ها و موهای سپید و یاد گرفتم،صبور باشم و به تماشا قانع..
دیدگاه ها (۱)

با اینکه عاشق شکلاتهاما وقتی لواشک میبینه آب از لب و لوچش آو...

گذر زمان خاطرات رو کمرنگ میکنه..و آدم‌ها رو غریبه..ولی چ غری...

اگ قرا باشه ب عشقی ک نرسیدی ی جمله بگی چی مینویسی؟؟!😔کامنت ب...

ای مارمولک🦎 شیطون😂😂

نوشته‌بود وقتی غمگینی چطور می‌خندی؟ نوشتم به کسانی که دوستشا...

🍁رج به رج می‌‌بافم خیالت رامی‌‌شود بیایی این دوست داشتن رادو...

army_aa is talking:📜: سطر اول داستان ما....Part 12بعد از جدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط