ان جا یک قهوه خانه بود

آن جا یک قهوه خانه بود.
اما ننشستیم به نوشیدن دو تا استکان چای.
چرا؟
دنیا خراب می شد اگر دقایقی آن جا مینشستیم
و نفری یک استکان چای میخوردیم؟
عجله،
همیشه عجله...
کدام گوری میخواستم بروم؟
من به بهانه رسیدن به زندگی،
همیشه زندگی را کشته ام...


محسن چاووشی _خداحافظی تلخ
فاضل نظری
دیدگاه ها (۳)

عشق

کاش معجزه شود...

عاشق که میشوی تمام جهان نشانه معشوقه‌ات دارند، یک موسیقی زیب...

دوست داشتن را نمی‌توان معنا کرد....نمی‌توان نوشت....نمی‌توان...

ص ۳۷فکر روز دوشنبه خانه پریسا عذابم میداد با خودم میگفتم  اگ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : 4✦.....................

« مردی بین ما »پارت ۶: «چیزی که نباید منتظرش می‌موندم» صبح، ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط