درداشو میشد از رو ظاهرش حدس زد ولی لباش بسته بود و چیزی ن

درداشو میشد از رو ظاهرش حدس زد ولی لباش بسته بود و چیزی نمیگفت میخواست درداشو خاک بکنه ولی قلبش خیلی نفهم تر بود.
اصکی نبینم
دیدگاه ها (۰)

تو نه میدونی حالت بده نه خوشحالی نه ناراحت نه گریه میکنی نه...

توی نمیدونم هایذهنم گم شدم جوری که نه خودموپیدا میکنمنه جواب...

بلند بلند میخندید یه دفعه وایساد بغش ترکید بلندتر ازخنده هاش...

صدای شکستن قلبتو بارها میشنوی با هرکاری یا حرفی کلی اولین با...

عشقی دوبارهp⁶"ویو ا.ت"چند ثانیه سکوت. قلبم داشت می‌زد. همه چ...

𝗠𝘆 𝗽𝗿𝗲𝘃𝗶𝗼𝘂𝘀 𝗹𝗶𝗳𝗲 𝘄𝗶𝘀𝗵𝙥𝙖𝙧𝙩 • 6داشت میله رو از کاموا در میاورد...

از مهمونی تا صبح.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط