درداشو میشد از رو ظاهرش حدس زد ولی لباش بسته بود و چیزی ن

درداشو میشد از رو ظاهرش حدس زد ولی لباش بسته بود و چیزی نمیگفت میخواست درداشو خاک بکنه ولی قلبش خیلی نفهم تر بود.
اصکی نبینم
دیدگاه ها (۰)

تو نه میدونی حالت بده نه خوشحالی نه ناراحت نه گریه میکنی نه...

توی نمیدونم هایذهنم گم شدم جوری که نه خودموپیدا میکنمنه جواب...

بلند بلند میخندید یه دفعه وایساد بغش ترکید بلندتر ازخنده هاش...

صدای شکستن قلبتو بارها میشنوی با هرکاری یا حرفی کلی اولین با...

ادامه تک پارتی

در دل خوابپآرت : ۱یه دعوا بود...یه دعوای بد موقع...بدون حرفی...

نام فیک: عشق/نفرتPart: 4روز عروسیشون فرا رسید. کلی مهمون دعو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط