تب تند داشتنت پارت ۴

به جایی که ایستاده بود نگاه نکردم

مگه دیوونه بودم دوباره نگاهش کنم و قلب زبون نفهمم بی جنبه بازی دربیاره ؟!

به طرف ارسام و جیمین رفتم

همین که بهشون رسیدم ارسام سریع دستمو گرفت و کنار خودش کشید

با هیجان اروم پچ زد

-با داداشم ور دل هم چی میگفتید یواشکی ؟ها

چشم غره ای بهش رفتم

نگاه تلخمو دید که خودشو جمع کرد

چیزی نگفت بهت ؟

متوجه شدم تهیونگ داره میاد سمت جایی که ما بودیم میاد

تند جواب دادم

-نه میخوای چی بگه ؟

نتونست جوابی بده چون تقریبا بهمون رسیده بود

به جیمین تبریک گفت

به سمت ما چرخید و ترسام رو‌توی اغوشش کشید

-مبارکه قلقلی !

ارسام نیششو وا کرد

ـغقد خودتو ببینم داداشی جونم

تهیونگ نگاه سنگینی و معنا داری به من انداخت و حرفی نزد


.................................................
بچه عا اینم پارت دیگه حمایت یادتون نره خوشگلام ❤️‍🔥❤️‍🔥
دیدگاه ها (۸)

تب تند داشتنت پارت ۳

تب تند داشتنت پارت دوم

(پارت بیست و شیشم)یجی:ولی من دست نمیکشم آقای پارک یجی از یقه...

ازدواج قرار دادی ۶۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط