میدونی

می‌دونی
گاهی اوقات باید پذیرفت
زندگی همینه
من پذیرفتم که خیلی چیزا رو نمیتونم عوض کنم
درد وجود داره
برای همه
عضو جداناپذیر زندگیه
از یه جایی دیگه سعی نمی کنی بدون درد زندگی کنی
خودتو الکی سرزنش نمی کنی
حتی سعی نمی کنی حالتو خوب کنی
فقط می پذیری
یجورایی بیخیال میشی و می‌زاری بگذره
خیلی چیزا رو نادیده میگیری
شاید از خستگی شاید چون می‌دونی تهش مقصدت خاکه
فردا ؟ قرار نیست بهتر از امروز باشه
پس خودتو خسته نکن
با درد رفیق شو
بزار تو وجودت ریشه بزنه
باهات یکی شه
تا دیگه حسش نکنی ...

-مانا
دیدگاه ها (۹)

چرا هیچوقت هیچکس از داستین نگفتتتت 🙃🥹🛐خرخون های باحال و دوست...

«دیگر نه شاد بودم نه ناشاد ، این نیز بگذرد »

رومان شاید در زندگی بعدی فصل دوم پارت هفتم گینچی صورت شینا ر...

زندگی دوباره

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط