جونگکوک در حالی که اشکهایش به شدت پایین میریخت تکه تکه ح

*جونگکوک در حالی که اشکهایش به شدت پایین میریخت تکه تکه حرفش رو ادامه داد

+اوژنی...دزیره کلاری میگفت...فکر میکردم بزرگ شدم..ولی ادم تا وقتی واقعا عاشق کسی نباشه ، بزرگ نشده...پس من..بخاطرت بزرگ میشم ، تهیونگ


دزیره >>>
همچنین اسلحه >>>
دیدگاه ها (۵)

جوری که حمایت میکنن از بقیه کشورا حتی وقتی میدونن قراره کلی ...

her : oh baby .. what the shit do u know about we ?

اوه جونگکوکی..تصور این که دیدن تو برای من امکان پذیر نیست خی...

حق ؟! شاید..

جذبم کن پارت ۳:فلاش بک به خونه جونگ کوک: ویو جونگ کوک: اوف ب...

^فیک جونگکوک^(پارت۹)

عشق یا نفرت؟ (طابع قوانین ویسگون) P²¹جونگکوک:ای(دستم رو گذاش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط