سهون از راه رفتن روی زمین شیشه ای می ترسید پس کای هم باز

سهون از راه رفتن روی زمین شیشه ای می ترسید، پس کای هم بازوشو گرفت تا دقیقا از همون قسمت راه برن.
سهون: وای نمی تونم به پایین نگاه کنم
کای: اینجارو نگاه کن
کای: راه برو، به راه رفتن ادامه بده.
سهون: وای چطور می تونم اونجا راه برم
کای: بیا اینجا
سهون: آه نمی خوام
کای: بیا اینجا
سهون: من نمی تونم از اونجا راه برم
کای: سریع انجامش بده، بیا با هم انجامش بدیم.
سهون: من نمی تونم انجامش بدم
کای: سریع انجامش بده، همینطور که راه می ری به پایین نگاه کن.
سهون: *ادای گریه کردن رو در میاره* نمی تونم
دیدگاه ها (۷)

سکای و شیومین و کیونگ وقتی دیدند سوهو مشغول عکس گرفتن از منظ...

سهون: وقتی جوونتر بودم، قبلا تو یک دایره کامل (360 درجه) چرخ...

part:15name:عشق و جداییویو بورا-یک هفته بهت فرصت می دم...برا...

Part:21. #ریاست.عشق_ات م.من من ...

𝓟𝓪𝓻𝓽 1{خوب قبلش یه توضیحی بدم بعد بریم سراغ فیک طبق در خواست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط