بوسه مرگ

بوسه مرگ
(علامت ها ناری& جونکوک_)
"پارت 1"
ویو کوک
امروز قرار بود با مین جائه بریم برای تحویل

اسلحه ها پس آماده شدم و کت شلوار خوش دوختمو پوشیدم و با مین جائه و چند تا

بادیگارد از عمارت خارج شدیم...

دره بار که باز شد بوی الکل و سیگار سنگینی
بهم خورد..

همانطور که با مردی که باید ازش اسلحه هارو
تحویل می‌گرفتم صحبت میکردم...

گوشه بار یک چیزی توجهم را جلب کرد..

دختری به چه زیبایی چشم های سیاه
پوست سفید... برای یک لحظه کارم رو فراموش
کردم حرف های مرد رو به روم برام مهم نبود

مین جائه: مشکلی پیش اومده قربان؟

بدون اینکه نگاهمو از اون دختر بردارم
گفتم: اون دختر...

مین جائه مسیر نگاهمو دنبال کرد.
من ادامه دادم: می خوامش...

مین جائه: حتما قربان به بادیگارد ها میگم ردشو بزنن.

فکر کنم حس کرد که دارم بهش نگاه میکنم
و برای اولین بار چشمانمان در هم قفل شد...

نگاهش تیز بود.
عصبانی.
یه دختره معمولی باید می‌ترسید...ولی این یکی نه
نگاهش رو ازم گرفت و رفت...
پوزخندی رو لبم نشست " فرار کن...ببینم تا کجا میتونی بری؟"

مین جائه گفت که ردشو زدن عالیه.

ویو ناری


ادامه دارد🎀...
دیدگاه ها (۱)

✨فیک جدید✨name: بوسه مرگGenre : اکشن ، مافیایی ، رمانتیک ، ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط