هیچ وقت فکر نمیکردم منم یه روزی اینجا وایسام به انتظار بی

هیچ وقت فکر نمیکردم منم یه روزی اینجا وایسام به انتظار بیدار شدنت شبمو به صبح برسونمو چشم رو هم نزارم امید داشتم برگردی بغلت کنم نه که اسمت به این زودی بشه روسنگ مزارت 💔💔
عمرا فکر اینکه من تو اون شرایط قراربگیریم ودوام بیارم به ذهنم خطور نمیکرد...
دیدگاه ها (۰)

دو پارتی.. " قصه ای دردناک‌ " پارت آخر..

پرستار نینیمونpاخر

پارت 171

وقتی اون بچه میخواد ولی تو آمادگی نداری(تکپارتی)

" یک جمعه شب معمولی بود و من داشتم تا دیروقت با دوستم بردلی ...

𝓜𝔂 𝓣𝓪𝓽𝓽𝓸 𝓐𝓻𝓽𝓲𝓼𝓽 ¹[𝓹𝓪𝓻𝓽 ²⁶]*ا/ت ویو*محل سگ به جونگکوک نمیدادم...

★پارتـ آخر★شمار روزا از دستم در رفته فقط میدونم که اخر ترمه ...

روزا داره میگذره ولی من هرروز بیشتر از قبل دارم عذاب میکشم ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط