دس بندازی دهن موری رو جر بدی که باعپ این همه دردسر مال سو

دس بندازی دهن موری رو جر بدی که باعپ این همه دردسر مال سو

دس بندازی دهن موری رو جر بدی که باعپ این همه دردسر مال سوکوکو فنا شد

(موری میترسید همون تور که خودش جای رئیس قبلی رو گرفته دازای هم همین طوری جاشو بگیره برای همین دازای رو از مافیا بیرون کرد و همون شب دازای بدون هیچ خدافظی رفت و چویا بچم از دازای متنفر شد اخی🥲)
دیدگاه ها (۲۱)

"تجزیه و تحلیل گذشته شخصیت ها"پارت سهشخصیت: موری اوگایولی مو...

یک سگ زیادی ولگرد

دازای:موری سان من کار رو نمیکنم..نمیخوام برم- و حرفم و سیلی ...

ابلیس

part: 3از زبان دازایرسیدیم به اتاق یوسانو یوسانو : همون دختر...

ابلیس

Soukoku

سوکوکو پارت ۴روز بعد با صدای در بیدار شدی چویا : آخه کدو تمه...

"فیک سوکوکو" پارت۷ویو نویسنده: که یهو چویا هم با خودش کشید و...

عاشقان پاییزی پارت ۵دازایم یکم ناراحت شدو گفت هویج کوچولوهمو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط