من درست جلوی ورودی کارخانه هستم همنطور که در پشت سر

🐈 : من درست جلوی ورودی کارخانه هستم. همينطور که در پشت سرم میبینید، درست پشت این گذرگاه ، کارخانه‌هاي کوچك فعال دیگری هم وجود دارند ، علاوه بر اين سوله متروکه‌ای که به عنوان پناهگاه عمل میکرد. صدای کارگران با لباس فرم ، رفت و آمدهایشان ، صداي ماشین‌آلات ، همه این‌ها تصویری صلح‌آمیز و معمولی برای هر کارخانه فعال ایجاد میکند.
🐈 : اما کافیه يكم عمیق‌تر به پناهگاهشون به سوله متروکه قدم بذارید ، تا تصویر کاملا تغییر کنه. در انتهای ساختمون پنجره بزرگی رو به بیرون وجود داره. درست جلوی اون یك میز زرد قرار داره که روی اون لکه‌های خشك شده تیره خون باقی مونده.
🐈 : زیر میز همچنین کیسه‌های خالی خون پیدا شد. چنین چیزهایی در دسترس عموم فروخته نمیشوند و به احتمال زیاد از بیمارستان به سرقت رفته‌اند. اما ردپاها به اینجا ختم نمیشوند. علاوه بر این ، رادیو و کیسه‌های آب گرم دستی پیدا شد که ظاهرا فراریان از آن‌ها استفاده میکردند. تأیید شده است که این موارد جزو وسایلی هستند که آن‌ها قبل از فرار به عجله با خود بردند.
🐈 : به نظر میرسد که با کمك این رادیو که در دست دارم ، آن‌ها حتی در این فضای بسته اخبار زنده و گزارش‌های‌ تعقیب و گریز رو گوش میدادند و نقشه‌های فرار خود رو با دقت تنظیم میکردند. علاوه بر این ، به دلیل ناتوانی در تحمل نور خورشید و تنظیم دمای بدن ، آن‌ها مجبورند با سرمازدگی شدید شبانه دست و پنجه نرم کنند ، بنابراین این کیسه‌های آب گرم برایشان حیاتی بود. چند کارت بازی نیز به طور نامرتب در سراسر کف پخش شده بود. این نشان میدهد که آن‌ها آنقدر به خود مطمئن بودند که حتی در حین فرار وقت خود را با بازی میگذراندند. با این حال ، این کارت‌های باقی مانده، تنش آن لحظه‌ای را منتقل میکنند که مجبور شدند با دست خالی فرار کنند ، وقتی تله‌های تعقیب و گریز تنگ‌تر میشد.
دیدگاه ها (۰)

اوپس گفته که برای تولد جی‌ به کافه‌ی هایب رفته و میخواسته که...

یه انجین دیگه هم گفت بود که ده تا نوشیدنی سفارش داده بودن و ...

جانم؟!هیسونگ در تاپ ۱۰ چهره‌ی برتر دنیا در سال ۲۰۲۶، رتبه کس...

اپدیت جدید سایت vampire new | خون‌آشام‌های فراری سکوت را شکس...

پارت ۳۵اوبیتو با خستگی رسید نزدیک در، از سوراخ چشمی نگاه کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط