آن دریای سیاه چشمانش آنقدر عمیق بود که هراس از غرق شدن دا

آن دریای سیاه چشمانش آنقدر عمیق بود که هراس از غرق شدن داشتم بی خبر از آنکه غرق شدن خیلی شیرین و زیبا بود ... و آن دریا روزی دگر مال من نخواهد بود !
دیدگاه ها (۴)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌   _چطوری هنوزم قطره های بارون این شهر بوی تورو مید...

هرکجا که پا می‌گذارم تکه ای از تو در خاطراتم مرور میشود ... ...

_فردا هوا آفتابیه، میدونی چرا؟ +چرا؟_چون دزیره امشب ناپلئونش...

-❤️‍🩹خیلی حس بدیه یکی تو رو به این مرحله‌ای برسونه که احساس ...

چند پارتی

فیک مافیای سیاه من part 1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط