«بوسه» (1859) اثر فرانجسكو هايز

«بوسه» (1859) اثر فرانجسكو هايز

The Kiss (1859) By Francesco Hayez

در نكاه اول، اين نقاشى تعريف كامل عاشقانه به نظر مى رسد.
مردى زنى را دريك بوسه عميق درون يك راهروى سنكى آرام در آغوش كرفته است. لباس ابريشمى او روى يله ها جارى شده است.
دست مرد به آرامى صورت زن را نكه داشته، وكل صحنه حالتى
بينمايي دارد... تقريباً بيش ازحد كامل.
اما بعد شروع به ديدن جزئيات مى كنيد.
پاى او از قبل روى پلهى پشت سرش قرار كرفته است.
بدنش آرام نيست.
تنش دارد.
آمادهى فرار است.
وناكهان اين صحنه ديكر شبيه يك ديدار عاشقانه نيست.
شروع مى كند به شبيه شدن به يك خداحافظى نهايى.
فرانجسكو هايز «بوسه» را در دورهاى از انقلاب و خشونت سياسى در ايتاليا نقاشى كرد، و بسيارى از تاريخ دانان معتقدند كه مرد فقطيك عاشق نيست... أو يك ميهن برست است كه آمادهى فرار است.
يرشور و عاشقانه به نظر نمى رسد
به همين دليل است كه اين بوسه عجولانه به نظر مى رسد.
فورى.
نااميدانه.
حتى سايهها هم مهم هستند. در طاق تاريك يشت سرشان، يك جهرهى ينهان انكار از فاصله اى دور نظاره مى كند و كل صحنه را خطرناك نشان مى دهد، كويى آن ها در حال فرار از زمان هستند.
و وقتى اين را متوجه مى شويد، نقاشى از نظر احساسى تغيير
مى كند.
او به او جنك زده، انكار مى داند اين لحظه در حال از بين رفتن براى
هميشه است،
در حالى كه او او را مى بوسد، اما از قبل نيمى از وجودش رفته
است.اين همان درد واقعى نقاشى است.
نه اشتياق.
بلكه ترس.
دیدگاه ها (۴)

آخ آخ💘😖

❣️💘... عشـــــق یــعنی ‌: حـتی اگـه نـمیخوادتــــــ... بدونـ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط