#شعر_قدیمی

#شعر_قدیمی

🍂سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما، کو رستمی؟

✨در طریق عشق‌بازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی

🍂اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نیست
رهروی باید جهان‌سوزی نه خامی بی‌غمی

🍂آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت وز نو آدمی

✍حافظ
دیدگاه ها (۰)

تعارف اومد نیومد داره، ولی دیگه ندیده بودم تعارف رو تحلیل بک...

زیرکی را گفتی احوال را خندید گفتصد روزی بود عجب کار پریشان ع...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط