Part 11:
«𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓷𝓰𝓮𝓻»
بعد یک ساعت کار اری هم تموم شد و ما از سالن خارج شدیم🎀
میخواستم سوار ماشین شم که:
☆خواهرییییییییی🥺
+واییییییییی😬یاخدا چته باززز؟
☆اجی جونم میگم من برای پسره اقای کیم برنامه دارم و هنوز نتونستم با دوست پسرم کات کنم میشه کمکم کنیییی؟🙃(ج. ن. د. س🙏🏻)
وا چرا خواهر من اینجوریه؟با اینکه خواهرم ولی همه قبول کردن خرابه حتی مننن
واقعا ازش متنفرم😑
+منظورت چیه اریییی؟واقعا کارت زشته،تو داری با زندگی یک پسر بی گناه و پاک بازی میکنی😔😡
☆اکه ناراحتی خودت باهاش قرار بزار!😒
+من که مثل تو نیستم هر روز با یکی باشم(آفرین)
☆هعییییی!حواست هست من خواهر بزرگتر تم؟
+اره کاملاااااا😮💨
☆پس باهام درست صحبت کن😡چون هیچ پسری بهت درخواست نداده حسودی میکنی!(هزار تا پسر از ات خوششون میاد)
+هههه😏اینجا رو باش یک خانمه خ...
☆خفه شو😡
+پس خودت میدونی چی میخوام بگم😐نه؟؟
☆کثافتتت😡بسهه😌
+واییییییی!دوقطبیییییی😑
☆بریم، خودم پیام میدم کار رو تموم میکنم😒
+واقعا که😤
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم و اری تو ماشین کلا در حال دعوا با اون پسره ی بدبخت بود🥺(دوست پسره اری رو میگه)
٪خانما رسیدیم😊(راننده ی خانوادگیشون)
+ممنون الکس🙃
☆پیاده شو دیگه😮💨
+وحشی😒ایششش😑
☆اسکلللل🥴
+د. ر. ددددددد🤬
☆خخخخ😏😁
٪خانما دعوا نکنید بفرمایید پایین😌
+چشم الکس🙃😊(بچه هاا؛ات و الکس مثل خار بارناااا)
☆خیلی خبببببب😮💨
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
اینم دو پارت💞اما متاسفم نتونستم کاپل رو روبه رو کنم چون داستان رو با جزئیات میگم😎اما من واقعا خسته شدم و چون فردا باید برای امتحان درس بخونم احتمالااااا نصفه شب بزارم چون پس فردا باز باید درس بخونم و برم مهمونی و اونم اگه امتحان پس اون فردام مجازی باشه نصفه شب پارت میزارممم🥴💘من تو سختی هم میزارم پس لطفا حمایت کنیددد🙏🏻💅😉
بعد یک ساعت کار اری هم تموم شد و ما از سالن خارج شدیم🎀
میخواستم سوار ماشین شم که:
☆خواهرییییییییی🥺
+واییییییییی😬یاخدا چته باززز؟
☆اجی جونم میگم من برای پسره اقای کیم برنامه دارم و هنوز نتونستم با دوست پسرم کات کنم میشه کمکم کنیییی؟🙃(ج. ن. د. س🙏🏻)
وا چرا خواهر من اینجوریه؟با اینکه خواهرم ولی همه قبول کردن خرابه حتی مننن
واقعا ازش متنفرم😑
+منظورت چیه اریییی؟واقعا کارت زشته،تو داری با زندگی یک پسر بی گناه و پاک بازی میکنی😔😡
☆اکه ناراحتی خودت باهاش قرار بزار!😒
+من که مثل تو نیستم هر روز با یکی باشم(آفرین)
☆هعییییی!حواست هست من خواهر بزرگتر تم؟
+اره کاملاااااا😮💨
☆پس باهام درست صحبت کن😡چون هیچ پسری بهت درخواست نداده حسودی میکنی!(هزار تا پسر از ات خوششون میاد)
+هههه😏اینجا رو باش یک خانمه خ...
☆خفه شو😡
+پس خودت میدونی چی میخوام بگم😐نه؟؟
☆کثافتتت😡بسهه😌
+واییییییی!دوقطبیییییی😑
☆بریم، خودم پیام میدم کار رو تموم میکنم😒
+واقعا که😤
سوار ماشین شدیم و راه افتادیم و اری تو ماشین کلا در حال دعوا با اون پسره ی بدبخت بود🥺(دوست پسره اری رو میگه)
٪خانما رسیدیم😊(راننده ی خانوادگیشون)
+ممنون الکس🙃
☆پیاده شو دیگه😮💨
+وحشی😒ایششش😑
☆اسکلللل🥴
+د. ر. ددددددد🤬
☆خخخخ😏😁
٪خانما دعوا نکنید بفرمایید پایین😌
+چشم الکس🙃😊(بچه هاا؛ات و الکس مثل خار بارناااا)
☆خیلی خبببببب😮💨
ادامه دارد...🎀
حمایت؟❤️🩹
اینم دو پارت💞اما متاسفم نتونستم کاپل رو روبه رو کنم چون داستان رو با جزئیات میگم😎اما من واقعا خسته شدم و چون فردا باید برای امتحان درس بخونم احتمالااااا نصفه شب بزارم چون پس فردا باز باید درس بخونم و برم مهمونی و اونم اگه امتحان پس اون فردام مجازی باشه نصفه شب پارت میزارممم🥴💘من تو سختی هم میزارم پس لطفا حمایت کنیددد🙏🏻💅😉
- ۱.۰k
- ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط