آومدم فقط یک بار به جای دفتر خاطراتم اینجا حرف بزنم
تا قضاوت نشم
حوصله نداری نخون
راستش من از ۳ سالگی مهد کودک میرفتم
ولی جوری نگاهم میکردن انگار عجیبم و باهام هم....
ولش کن
راستش هر چی بزرگتر میشودم ساکت تر شدم
یادم وقتی تازه گوشی گرفته بودم یک مزاحم اومده بود سراغم
نمیدونم شمارم را از کجا پیدا کرده بود ولی دیگه هیچ وقت اسم واقعیم را نگفتم توی اینترنت
یا بچگیم طرد شدم
انگار آدما یک جور سیاهی هستن که دور و ورم هستن
واسه همین توی ذهنم زندگی میکردم
انقدر با خودم حرف میزدم که روانی میشودم
یادگرفتم بنویسم اما چون میخوندن توی گوشیم نوشتم
اما فکر میکنن دارم دنبال پسر میگردم و عوضی بازی
یا حتی فکر میکنن زیادی ساکتم
من میتونم حرف بزنم
اما به خاطر اینکه حرف زدم یادگرفتم ساکت باشم
اگه دیدین من سردم به خاطر همینه
من گم شدم
عاشق این آهنگم چون واقعا حقیقت را میگه
من گم شدم
روانی شدم
قضاوت شدم
من یک چهارم پنجم که بودم زیاد نقاشی میکردم توی دفتر نقاشیم حتی اوسی به نام اعاکو (درست یادم نمیاد چون مال چندین سال پیشه)ساختم
و ولی یک بار بردم دفترم و مدرسم و اونا پاشون را روش گذاشتن
واسه همین میگم به خودم زارتیست
چونارزش ندارن
حالا فقط برای نوشتن مداد دست میگیرم و دیگه نتونستم روی کاغذ بکشم
هعی
شاید فکر کنید غیر واقعیه
ولی حقیقته
فعلا چند روز نیستم تا ۱۰ یا ۱۳ شهریور به دلیل کاری که برای مدرسه بکنم
ببخشید
ولی دیتز کنسل نیست
حوصله نداری نخون
راستش من از ۳ سالگی مهد کودک میرفتم
ولی جوری نگاهم میکردن انگار عجیبم و باهام هم....
ولش کن
راستش هر چی بزرگتر میشودم ساکت تر شدم
یادم وقتی تازه گوشی گرفته بودم یک مزاحم اومده بود سراغم
نمیدونم شمارم را از کجا پیدا کرده بود ولی دیگه هیچ وقت اسم واقعیم را نگفتم توی اینترنت
یا بچگیم طرد شدم
انگار آدما یک جور سیاهی هستن که دور و ورم هستن
واسه همین توی ذهنم زندگی میکردم
انقدر با خودم حرف میزدم که روانی میشودم
یادگرفتم بنویسم اما چون میخوندن توی گوشیم نوشتم
اما فکر میکنن دارم دنبال پسر میگردم و عوضی بازی
یا حتی فکر میکنن زیادی ساکتم
من میتونم حرف بزنم
اما به خاطر اینکه حرف زدم یادگرفتم ساکت باشم
اگه دیدین من سردم به خاطر همینه
من گم شدم
عاشق این آهنگم چون واقعا حقیقت را میگه
من گم شدم
روانی شدم
قضاوت شدم
من یک چهارم پنجم که بودم زیاد نقاشی میکردم توی دفتر نقاشیم حتی اوسی به نام اعاکو (درست یادم نمیاد چون مال چندین سال پیشه)ساختم
و ولی یک بار بردم دفترم و مدرسم و اونا پاشون را روش گذاشتن
واسه همین میگم به خودم زارتیست
چونارزش ندارن
حالا فقط برای نوشتن مداد دست میگیرم و دیگه نتونستم روی کاغذ بکشم
هعی
شاید فکر کنید غیر واقعیه
ولی حقیقته
فعلا چند روز نیستم تا ۱۰ یا ۱۳ شهریور به دلیل کاری که برای مدرسه بکنم
ببخشید
ولی دیتز کنسل نیست
- ۴.۳k
- ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط