در باغ دلم صنوبری جان می داد

در باغ دلم صنوبری جان می داد
در سینـه مـن کبوتری جـان می داد
در بستر درد با دلی پر ز امید
دیدم که چگونه مادرم جان می داد
دیدگاه ها (۲)

✍حال ما خوب است ...خوب ؛ شبیهِ تمامِ بغض هایی که هنگامواکسن ...

سرگرمی ام شده گرفتنِ فال حافظ و من خسته از جواب های تکراری :...

جمعه هاڪودتاےِ چشمانت انقلاب دلتنڪَی ست.تا از ابرِ نڪَاهت قا...

بنال ای آرزوی منخرابم کرده هجرانت تو سرو آرزوی منتو یار خوش ...

تمامِ تواسم تمام روزهایم شد به نام تو  آغاز من، تکرار زیبای ...

تا گفتم «اَلسلامُ عَلیکُم» دلم شکستنام حسین، بند دلم را، ز ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط