چندپارتی
چندپارتی☆
درخواستی~
P.2
جونگکوک روبه اکسش کرد
که بغل جیهوپ نشسته بود
پاشد و به سمتش رفت از گردنش گرفت
و محکم بو$&$سیدش
ات چشماش از تعجب زد بیرون
هیچی نگفت فقط خیلی سریع از پیش اونا و اون مهمونی مکانش دور شد
سوار تاکسی شد و به سمت خونش حرکت کرد
توی ماشین برای سومین بار به گوشیش نگاهی انداخت
که شاید پیامی . تماسی ، از جانب جونگکوک داشته باشه
ولی هیچی به هیچی
_هه از همون اولم دوستم نداشتی ...عوضی
_منو باش که فکر میکردم الان منو میب$$وسه
_واقعا فکر میکردم دوستم داره...اون بهم دورغ گفت
_اون گفت که کاملا با اکس/ش کات کرده ...
اشکی از چشماش روی گونش سر خورد افتاد پایین
کم کم اشک هاش شدت گرفت
رسید جلوی در خونش پول رو پرداخت کرد و پیاده شد
سوار اسانسور شد رفت و رسید به واحد ۵
رمز در رو زد و با گریه وارد خونه شد
به محض اینکه درو بست روی زانو هاش افتاد
و گریه کرد
گوشیش رو روشن کرد روی پیامک ها کلید کرد
اسم جونگکوک رو زد و براش چت کرد
"رابطه ما برای همیشه تموم شد جئون
تو امشب خودت رو نشون دادی ...اینکه چقدر دروغ گو و عوضی هستی
دیگه بهم پیام نده ، زنگ نزن ، دنبالم نیا
حالم ازت بهم میخوره کاش هیچ وقت باهات اشنا نمیشدم "
همین رو با گریه براش فرستاد
به ثانیه نکشید که جونگکوک سین زد
و پیامی برای ات فرستاد
ادامه دارد....
حمایت :لایک کامنت ؟
درخواستی~
P.2
جونگکوک روبه اکسش کرد
که بغل جیهوپ نشسته بود
پاشد و به سمتش رفت از گردنش گرفت
و محکم بو$&$سیدش
ات چشماش از تعجب زد بیرون
هیچی نگفت فقط خیلی سریع از پیش اونا و اون مهمونی مکانش دور شد
سوار تاکسی شد و به سمت خونش حرکت کرد
توی ماشین برای سومین بار به گوشیش نگاهی انداخت
که شاید پیامی . تماسی ، از جانب جونگکوک داشته باشه
ولی هیچی به هیچی
_هه از همون اولم دوستم نداشتی ...عوضی
_منو باش که فکر میکردم الان منو میب$$وسه
_واقعا فکر میکردم دوستم داره...اون بهم دورغ گفت
_اون گفت که کاملا با اکس/ش کات کرده ...
اشکی از چشماش روی گونش سر خورد افتاد پایین
کم کم اشک هاش شدت گرفت
رسید جلوی در خونش پول رو پرداخت کرد و پیاده شد
سوار اسانسور شد رفت و رسید به واحد ۵
رمز در رو زد و با گریه وارد خونه شد
به محض اینکه درو بست روی زانو هاش افتاد
و گریه کرد
گوشیش رو روشن کرد روی پیامک ها کلید کرد
اسم جونگکوک رو زد و براش چت کرد
"رابطه ما برای همیشه تموم شد جئون
تو امشب خودت رو نشون دادی ...اینکه چقدر دروغ گو و عوضی هستی
دیگه بهم پیام نده ، زنگ نزن ، دنبالم نیا
حالم ازت بهم میخوره کاش هیچ وقت باهات اشنا نمیشدم "
همین رو با گریه براش فرستاد
به ثانیه نکشید که جونگکوک سین زد
و پیامی برای ات فرستاد
ادامه دارد....
حمایت :لایک کامنت ؟
- ۴.۰k
- ۳۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط