خلاصه‌ای از لایو جونگ‌کوک

خلاصه‌ای از لایو جونگ‌کوک

بعدش جناب جئون اومد لایو و جلو چشم چند میلیون آدم باکسر"شورت"شون رو تا زدن😃


جونگ‌کوک: آه... این مسخره س. وارد چت گروهی شدم و پرسیدم کسی هست که بخواد بیاد و هوبی هیونگ و تهیونگ هیونگ اومدن و ما با هم چت کردیم، امروز تمام روز لباسامو شستم. لباسای سفید بعد لباسای تیره/مشکی، فکر میکنم تمام روز در حال شستن لباس بودم.

آه احتمالاً اولین ایدلی هستم که این کار رو انجام میدم درسته؟ لباس هامو تا کنم و لایو باشم؟ اما وقتی لباسامو میشورم احساس خوشحالی میکنم، متاسفم که وقت نداشتم لایو بیام اما اونا (ویهوپ) درست قبل از رفتن یه لایو انجام دادن، هیچ فکری به پخش زنده نداشتم اما درست قبل از رفتنشون لایو رو روشن کردن... و من به خاطر لباسام همه جا رو گرفته بودم! گوشه های تیز رو میبینید؟ (لباسا رو تا کرد)

بعد از شستن میرم خوابم میاد، Calvin Klein این لباسا رو برای من فرستاد، من میخواستم اونا رو سریع بپوشم پس لباسا رو شستم، نمیدونم چرا این کار رو انجام میدم، با این حال، من باید این لباسا رو بشورم. آه من خسته م و به این جوراب ها نگاه کن درست به نظر میرسن؟ چرا واقعیت یکدفعه به من برخورد میکنه... این ساید من رو نشون میده... نیازی به دیدن این ساید من نیست
اما چرا این ساید خودمو نشون میدم؟ *میخنده* اما چرا اینو به شما نشون میدم؟
دیدگاه ها (۳)

‏🦊[۲۳:۴۳ به وقت کره]بنگ-های ㅎㅎㅎدارم لباس‌هایی رو که عقب اندا...

پارت ۳۵

پارت: چهاررمان: رویای منا/ت: اوه من مشکلی باهاش ندارم هرکاری...

شب تولدم فصل 3پارت 17ات: تهیونگ به حرفاش گوش میکنمو ازش فاصل...

پارت ۲ ویو ا.ت جونگ کوک آروم کنارم نشست سعی کرد فاصلش رو حفظ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:²⁶ویو: اتچند ثانیه همون‌جا خشکم زد...

مهمونیه خطرناک پارت=10ویو ات:چند دقیقه بعد از اینکه کوک رفت ...

شب تولدم فصل 3 پارت 5ات: خب....... تهیونگ و جیمین........ او...

Heir of Light and Darknesspart : 7به سمت حمام رفت، وان آب و ...

★彡   Part 52 彡★ صبح روز بعد، درست بعد از صبحانه پدر و مادر ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط