گیرم که پیرمردی زمستان های بیشتری پشت سر نهاده باشد

گیرم که پیرمردی زمستان های بیشتری پشت سر نهاده باشد،
چندان که این زمستان ها بالهای او را چون برفی سنگین کمان کنند.

از این همه چه حاصل...؟


#داستان #زندگی #پیرمرد #برف #زمستان
دیدگاه ها (۱۲)

اندر تن من جان و رگ و خون همه "او"ست #مولانا 🌱

•شهریار 🌱

من دیگه از اتفاقای خوبم هم میترسم... :)#اتفاق #ترس #خوشبختی

سـلام به همـگی✨23 تولدم بوده ولی بخاطر شهادت امام علی (ع)🤍 ک...

قصه های کوچک،معناهای بزرگ 🎀🦋داستان: گرگ سیاه و گرگ سفیدپیرمر...

#داستان_شب سه نفر زن می خواستند از سر چاه آب بیاورند. در فاص...

" The Rift Between Us "part"² ,, زوئی ,,حیاط قصر با برف پوشی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط