«شب همه‌ی ما یکی بود، اما‌ تاریکی‌هایمان فرق داشت.»

«شب همه‌ی ما یکی بود، اما‌ تاریکی‌هایمان فرق داشت.»

تورگوت اویار
دیدگاه ها (۰)

به زنده ماندن در این دیار چه پای سختی فشرده‌امچه مرگ‌ها آزمو...

زنده ایم اما از این رنجی که نامش زندگیستغیر تکراری ملال‌آورچ...

زنده ایم اما از این رنجی که نامش زندگیستغیر تکراری ملال‌آورچ...

هرجا غمی‌ست بر دل من می‌کند دچاردانسته روزگار که مردِ تحمّلم...

#زخمی‌.که‌.رو‌.قلبم‌.گذاشتی‌❤️‍🩹...#شب‌.همه‌.مان‌.یکی‌.هست‌....

از دادنِ کتابی به دیگریکه زیر جملاتش خط کشیده‌امخجالت می‌کشم...

شب،شب داستانش فرق میکنه!؟🖤

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط