دوستان قشنگمنمیدونم چرا دارم میخندمشاید چون دوستمو

دوستان قشنگم🤣🤣🤣🤣نمیدونم چرا دارم میخندم...شاید چون دوستمو فشاری کردم🤣🤣🤣
دوستان عزیز و گرامی....گفته بودم دیگه نمیخوام بنویسم
خب دیگه جدی باشیم
خب این رمان هم تموم شد
و بااینکه مطمئن نیستم ولی فک کنم دیگه قرار نیست بنویسم....و واسه اینکه از دستم ناراحت نشید
اگه دوست دارید هرکس رمان "بازی" رو خونده یا رمانم رو کلا دنبال کرده و خونده
میدونه من چطور مینویسم...
ولی اینبار میخوام برای آخرین بار ی مینی رمان بنویسم که ایده هاش و اسمش و کارکتراش و همه چیزو شما انتخاب کنید

کاپل ها
کارکترا
ژانر
اسم
اتفاقا
ایده ها
هرچی دوست دارید و به ذهنتون میاد من همشونو بهم ربط میدم....خیلی وقته تو فکرم بود اینکارو براتون کنم اما اگه نمیخواید خب دیگه هیچ اینو هم نمینویسم
و اره دیگه....امیدوارم از رمانا لذت برده باشید
دیدگاه ها (۱۶)

من باز برگشتم😃😃😃چرت و پرتامو بیخیال اصلا نباید برمیگشتم😑😑😑 ی...

رمان جدید😑😑اسمش:افسونگرژانرش:تخیلی/جادویی_عاشقانهخلاصه:پسری ...

شوگا یونگهی رو بیشتر به خودش فشرد و اینبار بوسه ای ازش ندزدی...

مارکو:فردا از ساعت ۴ میریم ساحل...ساحل ایتالیا همیشه شلوغه و...

سلام سلام:)من میخوام یه رمان بنویسمبار اولمه (حتی نمیدونم کس...

خب خب دوستانفیک شوتو و ا~ت هم به اتمام رسیدبهتون گفتم که قرا...

‌‌ ‌ ‌

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط