با این همه عشقی بهش داشتم و نگرانش بودم چون دوروغ گفته بو

با این همه عشقی بهش داشتم و نگرانش بودم چون دوروغ گفته بود تصادف کردم که یه وقت بیبیش ناراحت نشه منی که با یه دوست دارم زمینو زمانو بهم می‌ریختم ایندفه کار دست خودم میدم هر جایی که باشم
دیدگاه ها (۹)

اما من فاز خودمو درک نمیکنم وسط امتحانا یادم افتاده کیدرما ب...

هیچ وقت نمیتونم چون این عشق یه چیزی که واقعا دارم تجربه میکن...

من نمیخوام جدا شم ازتون اما ایندفه با مرگ ازتون جدا میشم نه ...

هیچکسهیچکسفقط دوستام ......🖤

آنا:رسیدم دم در خونه که یکی دستمو گرفت دیدم جونگ کوکه جونگ ک...

ساحل من چپتر ۲ پایانی

بچه هاا همینطوری بیاین از خاطرات عجیبی که از خواباتون دارین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط