‌

‌
تمامِ آدم هايى كه از ارتفاع مي ترسند،
يك روز...
يك جا...
يك لحظه...
داشتند سقوط مي كردند ...
و دستشان را به اميدِ گرفته شدن دراز كردند...
اما نبوده دستى...
نبوده تكيه گاهى...
و طورى با سر زمين خوردند...
كه حالا از يك پله ى نيم مترى هم ترس دارند!
هواى اين آدمها را بايد داشت...
اگر دستشان را نمي گيريد...
هُلشان هم ندهيد!
#مهربان باشیم
دیدگاه ها (۲)

#تکپارتیموضوع:(وقتی پات پیچ خورده و نمیتونی راه بری اون میبی...

سناریو: ماه سرخ

𝑻𝒉𝒆 𝑯𝒆𝒊𝒓 𝒐𝒇 𝑻𝒘𝒐 𝑭𝒂𝒎𝒊𝒍𝒊𝒆𝒔𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟏باران از صبح شروع شده بود و ان...

‌تمامِ آدم هایی که از ارتفاع می ترسند،یک روز...یک جا...یک لح...

تمامِ آدمهايى كه از ارتفاع می ترسند، يك روز ، يك جا ، يك لحظ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند...یک روز...یک جا...یک لحظ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روز، یک جا، یک لحظهداش...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند ...

تمامِ آدمهایی که از ارتفاع میترسند،یک روزیک جایک لحظهداشتند ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط