من روستای خیلییییی بزرگ دارم به نام ترانلو
من روستای خیلییییی بزرگ دارم به نام ترانلو
بعد اون جا من یک آلمه حیوان دارم سگ گربه خرگوش موش پرنده همه چی و اونجا پسراش خیلی بی ادبن من ۲۰ سگ دارم یکی شون رکس و اون ما از مشهد اوردیمش روستا و
چون ما خیلی اون جا نمی تونیم بمونیم دادیم به دایی کازم و اونا چون خییبیییلی سگ دارن قبول نکردن و رکس آواره شد😭😔😔
و یک پسره بد گرفتنش ما خیلی کم میریم روستا و رکس دوست داره بیاد جای ما و اون پسرای بعد گفتن اگر یک باره دیگه رکس بیاد جای شما ما باهاش یک کاری میکنیم که دیگه نتونه بیاد روز بعدش دیدیم رکس بره خون وگله من و آبجیم گریه کردیم و خیلی عصبانی شدیم وبعد دوباره روز بعد دیدم رکس گوش نداره ترسیدم به میره چون گوشه شو از مغذ بری ده بودن عصبانی شدی و هرچی سعی کردیم به بقیه بگی کاره اون پسراست کسی باور نکرد 😔😔😔😔😔😔
من و آبجیم آنقدر با سگامون مهربونیم که
یکی از سگامون یعنی توگو زنجیرشو ۵کند و اومد جای ما و بگم که این داستان به پایان رسید و خدارو شکر رکس حالش بهتر شد
و بگم رکس آنقدر پسر خوبیه رفت تو سرویس که خوناش اون جا بریزه
و بگم رکس نجادش سرابیه😔
بعد اون جا من یک آلمه حیوان دارم سگ گربه خرگوش موش پرنده همه چی و اونجا پسراش خیلی بی ادبن من ۲۰ سگ دارم یکی شون رکس و اون ما از مشهد اوردیمش روستا و
چون ما خیلی اون جا نمی تونیم بمونیم دادیم به دایی کازم و اونا چون خییبیییلی سگ دارن قبول نکردن و رکس آواره شد😭😔😔
و یک پسره بد گرفتنش ما خیلی کم میریم روستا و رکس دوست داره بیاد جای ما و اون پسرای بعد گفتن اگر یک باره دیگه رکس بیاد جای شما ما باهاش یک کاری میکنیم که دیگه نتونه بیاد روز بعدش دیدیم رکس بره خون وگله من و آبجیم گریه کردیم و خیلی عصبانی شدیم وبعد دوباره روز بعد دیدم رکس گوش نداره ترسیدم به میره چون گوشه شو از مغذ بری ده بودن عصبانی شدی و هرچی سعی کردیم به بقیه بگی کاره اون پسراست کسی باور نکرد 😔😔😔😔😔😔
من و آبجیم آنقدر با سگامون مهربونیم که
یکی از سگامون یعنی توگو زنجیرشو ۵کند و اومد جای ما و بگم که این داستان به پایان رسید و خدارو شکر رکس حالش بهتر شد
و بگم رکس آنقدر پسر خوبیه رفت تو سرویس که خوناش اون جا بریزه
و بگم رکس نجادش سرابیه😔
- ۲۲۹
- ۰۹ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط