تا حالا شده که دلتون بخواد که از کسی که متنفرید فکر کنید
تا حالا شده که دلتون بخواد که از کسی که متنفرید فکر کنید و بعد خیال بافی کنید؟
من همین الان متاسفانه نمیدونم چ ا هی حالم بد میشه ببخشید
من یک دوستی داشتم اسمش نازنین بود نمیدونم تعریف کردم یا نه ولی خب من با این قهر بودم اشتی کردم من خیلی صمیمی بودم من احمقو بعد یکبار از خونه فرار کرد و رفت مدرسه بعد اونجا خودشو زد به اون راه که من بهش گفتم برو دوست پسر بگیر پسر بازی حال میده از دوستامم چیزای بد گفت ولی خب من هیچوقت بهش نگفتم من تو این سن دوست پسر ندارم اون بره پیدا کنه؟
من واقعا دلم میخواد تفنگو بزارم رو سرش و بگم خداحافظ عن اشغال من بکشمش بندازم جلو یک شیری یا سگی چون من از کسایی که بدم میاد خیلی کارا میکنم میتونم خفش کنم میتونم فش بدم میتونم گلوله تو مغزش خالی کنم چاقو بکنم تو دلش ولی نمیتونمممم نمیشه و من مجبورم تحمل کنم و بیشتر دعوا هارو من فقط گریه میکنم وگرنه وقتی دعوا میشه من یک چیزو دوست دارم محکم بشکونم ولی نمیشه من میپذیرم ولی هیچوقت این عادت بدمو نمیتونم بپذیرم وقتی عصبی میشم مشتمو جمع میکنم و فقط میزنم تو سرم میزنم به دیوار واقعا نمیفهمم چمه چرا اینجوریم دارم میمیرم ک از همه چی وای دلم میخواد حرف بزنم و با مامان همدردی کنم ولی من نمیتونم منه گوه نمیتونم
من همین الان متاسفانه نمیدونم چ ا هی حالم بد میشه ببخشید
من یک دوستی داشتم اسمش نازنین بود نمیدونم تعریف کردم یا نه ولی خب من با این قهر بودم اشتی کردم من خیلی صمیمی بودم من احمقو بعد یکبار از خونه فرار کرد و رفت مدرسه بعد اونجا خودشو زد به اون راه که من بهش گفتم برو دوست پسر بگیر پسر بازی حال میده از دوستامم چیزای بد گفت ولی خب من هیچوقت بهش نگفتم من تو این سن دوست پسر ندارم اون بره پیدا کنه؟
من واقعا دلم میخواد تفنگو بزارم رو سرش و بگم خداحافظ عن اشغال من بکشمش بندازم جلو یک شیری یا سگی چون من از کسایی که بدم میاد خیلی کارا میکنم میتونم خفش کنم میتونم فش بدم میتونم گلوله تو مغزش خالی کنم چاقو بکنم تو دلش ولی نمیتونمممم نمیشه و من مجبورم تحمل کنم و بیشتر دعوا هارو من فقط گریه میکنم وگرنه وقتی دعوا میشه من یک چیزو دوست دارم محکم بشکونم ولی نمیشه من میپذیرم ولی هیچوقت این عادت بدمو نمیتونم بپذیرم وقتی عصبی میشم مشتمو جمع میکنم و فقط میزنم تو سرم میزنم به دیوار واقعا نمیفهمم چمه چرا اینجوریم دارم میمیرم ک از همه چی وای دلم میخواد حرف بزنم و با مامان همدردی کنم ولی من نمیتونم منه گوه نمیتونم
- ۲.۵k
- ۳۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط