Gentlemanshusband
#Gentlemans_husband
#season_Third
#part_330
+اره
_میدونم باید خیلی وقت پیش میخریدم
شرمنده
لبخندی زدم..
+مشکلی نیست
میدونی الان داشتم به چی فکر میکردم؟
_چی؟
+شب عروسیمون
همون لحظه هایی که حلقه هامونو انداختیم و توی اتاق دعوامون شد
کمی توی فکر فرو رفت
انگار داشت اون لحظه هارو زنده میکرد
بلند خندید
_اره یادمه
هردوخیلی عصبی بودیم
راستش فکر میکردم یه دختر بی مصرف باشیو از پس هیچ کاری برنیای
ولی اشتباه فکر میکردم
وقتی باهات دعوام میشد
با خودم میگفتم
این خیلی سلیـ..طه تر از اونیه که فکرشو میکردم
بهترین راه اینه خیلی زود از شرش خلاص بشم
چشم غره ای نثارش کردم
+چقد ازم متنفر بودیو من نمیدونستم
_این حس متقابل بود.. نه؟
+اوم خب.. همینطوره
اینبار هردو باهم خندیدیم
_الان.. الان حست چیه؟
بازم متنفری؟
تو منو به چشم شوهر میبینی؟
چند ثانیه بی حرف توی چشماش نگاه کردم
این سوالیه که حتی خودمم جوابی براش ندارم
ولی میدونم که ازش متنفر نیستم..
+خب.. ازت متنفر نیستم
خودت چی؟ چه حسی بهم داری؟
عمیق و با نفوذ به چشمام زل زد..
_راستش.. نمیدونم..
ترو زن خودم حساب میکنم!
بگذریم
+گیج صحبت نکن
میدونی که بدم میاد
_میتونی یکم از حست توی شب عروسیمون برام تعریف کنی؟
قشنگ بحث رو عوض کرد
پامو گذاشتم روی پام
+اره که میتونم
_خب گوش میدم
+راستش اول فقط عصبی بودم
یعنی ترسی نداشتم
ولی وقتی بیشتر گذشت
فهمیدم که هیچ اختیاری ندارم و هیچی توی دستای من نیست..
اول فکر کردم که بهتره خودمو بکـ/شم
ولی....
ادامه حرفم با کاری که انجام داد توی دهنم ماسید.
لـ..ب پایینمو به دندون گرفته بودو داشت جنو.ن وار گا.ز میگرفت
صدامو ا ه مانند بیرون دادم
سرشو ازم فاصله داد و با اخم بهم زل زد
270 لایک
«بابت تاخیر متاسفم دوماه مســ/دود بودم ولی قراره هرروز پارت گذاری بشه پس نگران نباشین عیدتون مبارک باشه در گفتم ولی امیدوارم امسالو بتونیم به خوبی بگذرونیم و همچنین خوشحالم برای البوم جدید بی تی اس یعنی آریرانگ که بلاخره بعد از سه سال تونستن کنار هم باشن بدون هیچ مشکلی..»
#season_Third
#part_330
+اره
_میدونم باید خیلی وقت پیش میخریدم
شرمنده
لبخندی زدم..
+مشکلی نیست
میدونی الان داشتم به چی فکر میکردم؟
_چی؟
+شب عروسیمون
همون لحظه هایی که حلقه هامونو انداختیم و توی اتاق دعوامون شد
کمی توی فکر فرو رفت
انگار داشت اون لحظه هارو زنده میکرد
بلند خندید
_اره یادمه
هردوخیلی عصبی بودیم
راستش فکر میکردم یه دختر بی مصرف باشیو از پس هیچ کاری برنیای
ولی اشتباه فکر میکردم
وقتی باهات دعوام میشد
با خودم میگفتم
این خیلی سلیـ..طه تر از اونیه که فکرشو میکردم
بهترین راه اینه خیلی زود از شرش خلاص بشم
چشم غره ای نثارش کردم
+چقد ازم متنفر بودیو من نمیدونستم
_این حس متقابل بود.. نه؟
+اوم خب.. همینطوره
اینبار هردو باهم خندیدیم
_الان.. الان حست چیه؟
بازم متنفری؟
تو منو به چشم شوهر میبینی؟
چند ثانیه بی حرف توی چشماش نگاه کردم
این سوالیه که حتی خودمم جوابی براش ندارم
ولی میدونم که ازش متنفر نیستم..
+خب.. ازت متنفر نیستم
خودت چی؟ چه حسی بهم داری؟
عمیق و با نفوذ به چشمام زل زد..
_راستش.. نمیدونم..
ترو زن خودم حساب میکنم!
بگذریم
+گیج صحبت نکن
میدونی که بدم میاد
_میتونی یکم از حست توی شب عروسیمون برام تعریف کنی؟
قشنگ بحث رو عوض کرد
پامو گذاشتم روی پام
+اره که میتونم
_خب گوش میدم
+راستش اول فقط عصبی بودم
یعنی ترسی نداشتم
ولی وقتی بیشتر گذشت
فهمیدم که هیچ اختیاری ندارم و هیچی توی دستای من نیست..
اول فکر کردم که بهتره خودمو بکـ/شم
ولی....
ادامه حرفم با کاری که انجام داد توی دهنم ماسید.
لـ..ب پایینمو به دندون گرفته بودو داشت جنو.ن وار گا.ز میگرفت
صدامو ا ه مانند بیرون دادم
سرشو ازم فاصله داد و با اخم بهم زل زد
270 لایک
«بابت تاخیر متاسفم دوماه مســ/دود بودم ولی قراره هرروز پارت گذاری بشه پس نگران نباشین عیدتون مبارک باشه در گفتم ولی امیدوارم امسالو بتونیم به خوبی بگذرونیم و همچنین خوشحالم برای البوم جدید بی تی اس یعنی آریرانگ که بلاخره بعد از سه سال تونستن کنار هم باشن بدون هیچ مشکلی..»
- ۵۲.۴k
- ۰۷ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط