ناصرالدینشاه داشت از جایی رد میشد

ناصرالدینشاه داشت از جایی رد میشد
نگهبانها جلوتر میرفتن مسیرو خلوت کنن
دیدن یه مردی لای آشغالها میگرده
خواستن دورش کنن هرچی تلاش کردن نتونستن تا کالسکه شاه رسید
هرکاری کردن جلوی دهن مرد رو بگیرن نتونستن...
شاه گفت چیکار با این دارید
نگهبانان گفتن قربان مثل شغال لابلای آت آشغالها بود
همون موقع مرد زوزه ای کشید
و شاه گفت اینم شغال حکومت ما
مرد گفت قربان این همه عنوان این عنوان رو بصورت رسمی به من بدید
و مرد از اونموقع شد شغال الدوله
که میرفت مقرری و سهمش رو از درباریان و‌‌‌‌....میگرفت

حالا تقسیم پست ها به همون شکل شده...
دیدگاه ها (۰)

‍ خدایادر این شب های عزیز ماه رمضان🌙عطا کن بر ما هرآنچه که د...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

. از آنشبی که شدی در نگاه  من ماهمهنوز رو به نگاهت، نشسته در...

🔸 استیو ویتکاف، فرستاده ویژه ایالات متحده، می‌گوید رئیس‌جمهو...

(⁠๑⁠˙⁠ A kiss of chocolate wine ˙⁠๑⁠)⁩ part ⁶جیمین : قربان.....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط