میتونم کاری کنم چشمات برق بزنن...

دیدگاه ها (۰)

ندونسته دلمو به غریبه سپردم...

چون من عاشق آدرنالین تو رگ هامم...

تو قلبم دوباره کولاکه...

ساعت شش صبح کنار شومینه با یه روح متلاشی شده...

من فقط نمیخوام که اون منو ترک کنه...

بخش هایی از زندگیم با رفتنت رفت...

من میمیرم برای چشمات:)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط