part9

الی به کاناپه تکیه داد :من از ریسک های غیر منتظره متنفرم وقتی کسی مثل تو ناخواسته وارد دنیای من میشه و باعث دردسر میشه بهترین راه اینه که مشکل رو از ریشه حل کنم ... اگر بتونم کمکت کنم که از شر دشمنان اصلیت خلاص بشی اون وقت تو دیگه برای من یه ریسک غیر قابل پیش بینی نیستی میشی...یه دارایی بالقوه !!

کوک که عادت داشت که خودش مشکلاتش را حل کند اما پیشنهاد الی

دریچه ای به دنیای جدید و شاید خطرناک تر باز میکرد ...«دارایی بالقوه »او تکرار کرد و پوزخندی زد: این پیشنهادات خیلی جالبه ولی چطور میتونم بهت اعتماد کنم؟


الی شانه ای بالا انداخت: اعتماد من یه پیشنهاد معاملاتی دارم بهت میدم کوک بهای اطلاعات من ارامش توعه اگه قبول کنی دیگه فقط یه رییس شرکت و یه خلافکار تحت تعقیب نیستیم میشیم شریک موقت در یک مسئله!!

نگاه کوک بین چشمان معصوم الی و شعله های اتش شومینه در نوسان بود

پیشنهاد الی وسوسه انگیز اما مملو از عدم قطعیت بود دارایی بالقوه این عبارت مثل یک بازی کلمه خطرناک در ذهنش طنین انداز شد. او داشت دهن باز میکرد تا جواب دهد شاید با لحنی که سعی در حفظ ظاهر خونسردی اش داشت که ناگهان ....

صدای خرد شدن شاخه های خشک زیر لاستیک ماشینی سکوت شب را در هم شکست

صدای موتور نه شبیه به صدایی خودرو های معمولی بود بلکه ان خشن تر و پرقدرت تر هر چه بیشتر نزدیک میشد

کوک از جا پرید و گفت: این ها پلیس نیستن...

او به سمت پنجره ی اتاق نشیمن رفت و با احتیاط سعی کرد از میان تاریکی بیرون تصویری واضح تر به دست اورد

الی از کاناپه بلند شد نگاهش دیگه خونسرد نبود بلکه هوشیاری یه شکارچی درنده را نشان میداد.

او به سرعت به سمت میز کارش رفت و با حرکتی سریع کشو ها را باز کرد صدای خش خش فلزی بلند شد

کوک با نگرانی گفت :من گفتم که دشمنای من بزرگترین نگرانی من نیستن اما...گمونم، امشب باید هردومون نگران باشیم ....


پارت ها رو کمی بلند کردم ناراضی نباشید ،لایک و کامنت یادتون نره و پست قبلی و ببینید ازتون درباره فیکشن بعدی نظر خواستم حتما بگید👀🎆
دیدگاه ها (۹)

سیسیمون فالو نشهhttps://wisgoon.com/m.j_i.n/

فالوش کنید گایز پشیمون نمیشید 🍒🤍https://wisgoon.com/meowarmy...

توضیحات کلی

part8

part7

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط