our song part : 26

دست جیمین را پس زدم و سراسیمه روی تخت نیم خیز شدم
جیمین : تهیونگ آروم باش
با یک حرکته دردناک سوزنه سرم را از رگم بیرون کشیدم
جیمین : داری چه غلطی میکنی؟
تهیونگ : جیمین زود باش زود باش منو ببر پیشش
جیمین : الان نمیشه..حاله خودت...
تهیونگ : سلامتیه لعنت شده ی من کاملا سره جاشه....
میبینی که هرکاری بکنم نمیمیرم پس فقط منو ببر پیشش
جیمین با نگرانی خواست حرفی بزند که محکم دستش را گرفتم
تهیونگ : جیمین محض رضای خدا باید از حالش مطمئن بشم
جیمین در حالی که زیر بازویم را میگرفت و برای راه رفتن کمکم میکرد ، سرش را پایین انداخت
جیمین : تهیونگ...گلوله...گلوله به بازوش خورده بود...
نفسم در سینه حبس شد
جیمین : خون خونه خیلی زیادیو از دست داد
تهیونگ : ال..الان..الان کجاست؟
جیمین : بخشه مراقبت های ویژه هنوز به هوش نیومده
پاهایم دیگر توانه ایستادن نداشتند
با قدم های تحلیل رفته کناره در سر خوردم
زانوهایم را در بغلم فشردم
هراسان زیره لب تکرار میکردم
تهیونگ : تن تنها..باز...تنها میمونم...من لیاقته خوشبختیو ندارم...اون.. اون گلوله باید به من میخورد
اگه.. اگه بیدار نشه چی؟
جیمین : ته...باید بریم
با جوششه مایع داغی در کاسه ی چشمم مشتم را با بیچارگی بر دیوار کوبیدم
دیگر برایم اهمیت نداشت که در موردم چه فکری میکنند
تهیونگ : حالم داره از خودم بهم میخوره...
سعی داشتم درده قلبم را با فریادهای پشته سرهم بیرون بریزم ولی تنها چیزی که نصیبم میشد دستانه خونی و قلبی که هر لحظه بیشتر فشرده میشد بود
جیمین هراسان از پشت مرا به آغوشش کشید و از دیواره خونی دور کرد
جیمین : لعنت بهت...با این کارا هیچی عوض نمیشه
تهیونگ : هیچی عوض نمیشه جیم هیچ کوفتیو نمیتونم درست کنم هیچ کاری نمیتونم برای زندگیه لجن زارم بکنم
بغضی که گلویم را به مرز خفگی رسانده بود با بی کسی شکست
هق هق مردانه ام زیره دستانه روی دهنم خفه میشد و اشک های داغم انگشتانم را میسوزاند
با خیس شدنه پیراهنم فهمیدم که جیمین هم مثل همیشه دارد با به پای دردهایم گریه میکند
بینی بینی ام را بالا کشیدم و با با نگاهی به خون نشسته به جیمین
تهیونگ : منو ببر پیشش التماس می‌کنم
┈─┈──┈𔘓┈──┈─┈
_از دیده نویسنده_
با قدم های لرزان خودش را به پشت پنجره رساند پنجره ای که آنطرفش آرامه" "جانش" آرام خوابیده بود دستان رنگ پریده و سردش را به شیشه چسباند تهیونگ : رزه سرخه من
و قطره اشکه سمجی تا چانه اش سرازیر شد
پرستار : فقط چند دقیقه....

های گایز اینم از پارت جدید لایک و کامنت بزارید حمایت کنید یادتون نره
دیدگاه ها (۶)

our song part : ۲۷

our song part : 25

our song part : 24

رمان جیمین 🍁shadow of love{ part ۲۱} 🧸× که اون جیمین بود ......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط