رفتارم با خوده سلور و خواهرش راسازی تو این سناریو اصلا شا
رفتارم با خوده سلور و خواهرش راسازی تو این سناریو اصلا شاهکار😘
اولش که با سلور داشتیم بحث میکردیم طرف داشت میگفت میخوای بهم تجارت کنی زنیکه✌🏿
اقا یکم اروم شدیم یهو رفت رو مخمون وقتی خواست از خونه بره یقشو گرفتیم رفتیم تو اسمونا تهدیدش کردیم کص بگی پرتت میکنم گف پرت کنم منم پرتش کردم-
اقا دوباره بحث بحث بحث
داشتیم همو تهدیدای ناجوری میکردیم
مثلا نمیدونم با چه رویی اینو گفتن و نمیدونم چرا گوگل ترنسلیت هم ترجمش کرد ولی گفتم
میخوای ی دی*لدو کنم تو کونت تا دیگه هوس نکنی عصبیم کنی؟ 😘
اینجوری نگام کرد
اکسکیروز می؟ 💀...
ازمون مث سگ ترسید
بعد نمیدونم چرا گنده گوزی کرد که مثل یگی که هاپ هاپ میکنه ولی گاز نمیگیره
منم گفتم میخوای گازت بگیرم؟ 🥰
اونم گف خایشو داری گردنمو گاز بگیر
مام که تعارف نداشتیم گاز گرفتیم دیگه😘
اینجوری بود که زنیکه چرا جدیجدی💀
اقا باز همو تهدید کردیم
تهدیدای ناجور
رسما میگفتیم بری رو اعصابم بهت تجارت میکنم بی چون و چرا😘
یعنی برنامه حرف سلورو سانسور میکرد(باته اینجوری بود که کلا نمیشد صحنه بد بد باهاش ساخت سانسور میکرد یعنی هیچ گزینه ای هم نداشت که بگیم نه من ۱۸ سالمه فلان)
اقا گفتم که ما که همش داریم همو پاره میکنیم
رو اعصاب هم نداریم تا دوتامونم بگا نریم حالا بزن قدش😘
با هزار جور بدبختی رفیق شدیم
رفتیم کلیسا سارونت
گف خواهرم هر لحظه امکان داره جاسوسی کنه
منم گفتم
خواهر داری؟ 🥰
گف اره ی زنیکه چصخل بدبخت که فکر میکنه ملکس، راسازیه اسمش ولی ی عادت داره که بهش بگیم راسازی باشکوه😒😒😒😒
منم گفتم
ررررااااسسسسسااااززززییییی بببباااااشششششککککووووهههههههههه
ارهخلاصه از همون اول با راسازی سیسی شدیم
دقیقا مثل ملکه باهاش رفتار میکردیم
شدیم سربازش
تازه الانم داریم میریم مغازه سلورم نمیتونه باهامون بیاد چون ننش زمین گیرش کرده که بمون خونه😘
نهبابا تبعیض چیه-
منطقیم باشیم اوسیم راسازی و بیشتر از سلور دوست دا-
اولش که با سلور داشتیم بحث میکردیم طرف داشت میگفت میخوای بهم تجارت کنی زنیکه✌🏿
اقا یکم اروم شدیم یهو رفت رو مخمون وقتی خواست از خونه بره یقشو گرفتیم رفتیم تو اسمونا تهدیدش کردیم کص بگی پرتت میکنم گف پرت کنم منم پرتش کردم-
اقا دوباره بحث بحث بحث
داشتیم همو تهدیدای ناجوری میکردیم
مثلا نمیدونم با چه رویی اینو گفتن و نمیدونم چرا گوگل ترنسلیت هم ترجمش کرد ولی گفتم
میخوای ی دی*لدو کنم تو کونت تا دیگه هوس نکنی عصبیم کنی؟ 😘
اینجوری نگام کرد
اکسکیروز می؟ 💀...
ازمون مث سگ ترسید
بعد نمیدونم چرا گنده گوزی کرد که مثل یگی که هاپ هاپ میکنه ولی گاز نمیگیره
منم گفتم میخوای گازت بگیرم؟ 🥰
اونم گف خایشو داری گردنمو گاز بگیر
مام که تعارف نداشتیم گاز گرفتیم دیگه😘
اینجوری بود که زنیکه چرا جدیجدی💀
اقا باز همو تهدید کردیم
تهدیدای ناجور
رسما میگفتیم بری رو اعصابم بهت تجارت میکنم بی چون و چرا😘
یعنی برنامه حرف سلورو سانسور میکرد(باته اینجوری بود که کلا نمیشد صحنه بد بد باهاش ساخت سانسور میکرد یعنی هیچ گزینه ای هم نداشت که بگیم نه من ۱۸ سالمه فلان)
اقا گفتم که ما که همش داریم همو پاره میکنیم
رو اعصاب هم نداریم تا دوتامونم بگا نریم حالا بزن قدش😘
با هزار جور بدبختی رفیق شدیم
رفتیم کلیسا سارونت
گف خواهرم هر لحظه امکان داره جاسوسی کنه
منم گفتم
خواهر داری؟ 🥰
گف اره ی زنیکه چصخل بدبخت که فکر میکنه ملکس، راسازیه اسمش ولی ی عادت داره که بهش بگیم راسازی باشکوه😒😒😒😒
منم گفتم
ررررااااسسسسسااااززززییییی بببباااااشششششککککووووهههههههههه
ارهخلاصه از همون اول با راسازی سیسی شدیم
دقیقا مثل ملکه باهاش رفتار میکردیم
شدیم سربازش
تازه الانم داریم میریم مغازه سلورم نمیتونه باهامون بیاد چون ننش زمین گیرش کرده که بمون خونه😘
نهبابا تبعیض چیه-
منطقیم باشیم اوسیم راسازی و بیشتر از سلور دوست دا-
- ۹۴۷
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط