بعضی آخرین بارا میشه یک عمر حسرت؛ آخرین باری که تو بغل با

بعضی آخرین بارا میشه یک عمر حسرت؛ آخرین باری که تو بغل بابا مامان جا شدیم، آخرین باری که تو کوچه بازی کردیم، آخرین باری که عزیزی رو نگاه کردیم و در آغوشش گرفتیم بدونه اینکه بدونیم آخرین بارِ خداحافظی کردیم
ما هر سال از سال روز وَفاتمون بی تفاوت رد میشیم بدونه اینکه بدونیم اون روز سالگردِ فوتمونه
ما ی روز لباسی که آخرین نفسمونو توش میکشیم با ذوق میخریمش
کاش کمی مهربونتر باشیم
دیدگاه ها (۱۱)

قسمت ۸(بخش یک)

#نجمه_نوشتاز بچگی با این باور بزرگمون کردن که زیاد نخندین......

★دوست بچگی...p²توی حیاط بیمارستان قدم می‌زدیم...پرسید:"شغلت ...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁷. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.تهیونگ به تایید س...

پارت آخر — «میراثِ عشق» 🖤سال‌ها گذشت.خانه‌ای که روزی پر از ص...

پارت ۶۹ هوا آرام شده بود.بعد از دستگیری دو هیون، همه از ساخت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط