دست خالی که نمیشود به پیشواز خاطره رفت

دست خالی‌ که نمی‌شود به پیشواز خاطره رفت !

من هم وقتی‌ چمدانم پر از گریه شد راه می‌‌افتم .
دیدگاه ها (۰)

تــو هم تلخ بودیتلــــخ درست مثل قطره های فلج اطفالیکه در کو...

بعد رفتنت فهمیدم جای اونهمه جنگیدنمیشه بیخیال همه چی شد، حتی...

اگر مجنون نمی بودم چی می شد هیدل پر خون نمی بودمچی می شد هیز...

گریه و فریاد قشنگه

نمی دونی تو این روزا چقدر یاد تو می افتمنمی دونی تو این روزا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط