اسم فیک
𝑝𝑎𝑟𝑡11
اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛
ویو شیلا:
صبح بلند شدم دیدم لباسی تنم نیست و داخل بغل جینم دلم خیلی درد میکرد جین. رو بیدار کردم....
شیلا:جین بیدار شو
جین:چته
شیلا:دلم خیلی درد میکنه(بغض)
(جین بلند شد و لبای شیلا رو بوسید)
جین:بیبی خوشگلم گریه نکن الان یه حوله گرم میکنم برات میارم
(جین حوله رو گرم کرد و رفت پیش شیلا شیلا بین پاهاش رو باز کرد حوله رو گذاشت اونجاش(دوستان تا زمانی که نگفتم لباس پوشیدن هر دوتا شون لخت کاملن)
(بعد چند دقیقه شیلا آروم شد)
(جین حوله رو برادشت و شیلا رو بوسید رفت بغلش کرد)
جین:بو نینی میدی...
(شیلا خندید و سرش رو داخل بغل جین قایم کرد)
(لباساشون رو پوشیدن و رفتن سر میز صبحانه که یهو شیلا با بوی غذا حات تهوع گرفت و رفت داخل اتاق جین هم رفت دنبال شیلا)
جین:بیبی اتفاقی افتاده؟
شیلا:نمیدونم
(جین ردون حرفی شیلا رو بغل کرد و بردش داخل ماشین و رفتن دکتر و سنوگرافی گرفتن)
دکتر:آقای سوکجین همسر شما بارداره......
(جین شیلا از خوشحالی همو بغل کردن )
پرش زمانی به چهار سال بعد٬٫
آهیون(آهیون بیبی مانستر نه):ماماننننننننننن
شیلا:بله قربونت برم؟
آهیون: بابا کی میاد؟
شیلا:الانا دیگه میرسه
(که در باز شد و جین بود و آهیون محکم پرید بغل باباش و جین لپ آهیون رو بوسید)
و این زوج هر روز سر اینکه کدومشون جذاب تره دعوا میکردن...
پایان،،🍊
اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛
ویو شیلا:
صبح بلند شدم دیدم لباسی تنم نیست و داخل بغل جینم دلم خیلی درد میکرد جین. رو بیدار کردم....
شیلا:جین بیدار شو
جین:چته
شیلا:دلم خیلی درد میکنه(بغض)
(جین بلند شد و لبای شیلا رو بوسید)
جین:بیبی خوشگلم گریه نکن الان یه حوله گرم میکنم برات میارم
(جین حوله رو گرم کرد و رفت پیش شیلا شیلا بین پاهاش رو باز کرد حوله رو گذاشت اونجاش(دوستان تا زمانی که نگفتم لباس پوشیدن هر دوتا شون لخت کاملن)
(بعد چند دقیقه شیلا آروم شد)
(جین حوله رو برادشت و شیلا رو بوسید رفت بغلش کرد)
جین:بو نینی میدی...
(شیلا خندید و سرش رو داخل بغل جین قایم کرد)
(لباساشون رو پوشیدن و رفتن سر میز صبحانه که یهو شیلا با بوی غذا حات تهوع گرفت و رفت داخل اتاق جین هم رفت دنبال شیلا)
جین:بیبی اتفاقی افتاده؟
شیلا:نمیدونم
(جین ردون حرفی شیلا رو بغل کرد و بردش داخل ماشین و رفتن دکتر و سنوگرافی گرفتن)
دکتر:آقای سوکجین همسر شما بارداره......
(جین شیلا از خوشحالی همو بغل کردن )
پرش زمانی به چهار سال بعد٬٫
آهیون(آهیون بیبی مانستر نه):ماماننننننننننن
شیلا:بله قربونت برم؟
آهیون: بابا کی میاد؟
شیلا:الانا دیگه میرسه
(که در باز شد و جین بود و آهیون محکم پرید بغل باباش و جین لپ آهیون رو بوسید)
و این زوج هر روز سر اینکه کدومشون جذاب تره دعوا میکردن...
پایان،،🍊
- ۱۳۰
- ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط