چقدر کیوتانه با هم حرف زدن
چقدر کیوتانه با هم حرف زدن😭😭✨️✨️
ترجمه حرفای تهیونگ و جونگکوک🐻🐰
🐻: سلام یه لحظه صبر کن.
🐻: تازه دوش گرفتم.
🐰: ولی موهات اینو نشون نمیده.
(موهاش خیس نیس😂)
🐰: منم باید برم دوش بگیرم.
🐰: میرم دوش میگیرم و برمیگردم، تو همین مدت ادامه بده.
🐻: نه، خستم.
🐰: جدی؟ پس برو بخواب.
🐻: بعد از دوش گرفتن برنمیگردی دیگه، نه؟
🐰: ولی میذارم روش باشه ?
🐻: واقعاً؟ غذا سفارش دادم، میتونم تا اون موقع غذا بخورم؟
🐰: موهاتو کوتاه کردی؟ چرا کوتاه کردی؟
🐻: چشمامو اذیت میکرد.
🐰: دلیلت خیلی ساده بود. من میذارم موهام بلند بشه. آرمی، خوششون نمیاد، نه؟
🐻: آرمی موهای کوتاه ما رو دوست دارن. این مدلی رو دوست دارن؟
🐰: نه، منظور این نیست که ما دیگه سرباز نیستیم...
🐰: حدود ۹ یا ۱۰ میدویی؟
🐻: یعنی ما؟
🐰: داشتیم برنامهریزی میکردیم که بریم رودخونه هان هوازی کار کنیم، ولی نگران بودیم فنها مثل پوکمان گو ما رو بگیرن ها ها
🐻: به جاش، یه کاری کن ما رو نشناسن!
🐰: با هم بدویم؟
🐻: امیدوارم هوبی هیونگ هم بتونه با ما برای دویدن بیاد.
🐰: هوبی هیونگ؟
🐻: اون قبلاً هر روز با ما تمرین میکرد.
🐰: شاید نیاد... ولی هوبی هیونگ حتماً خیلی خوب میدوه!
🐻: فکر کنم هوبی هیونگ ترجیح میده صبحها بدوه؟
🐰: گفتی ۶۱ کیلو؟ واااه. اصلاً باورکردنی نیست.
🐻: ولی بین اون زمان و الآن خیلی فرق کرده. چربی و پف صورت... آهان، غذام رسید.
🐻: بعد از خوردن غذا برمیگردم.
🐰: نمیخوای نشونش بدی؟
🐻: برمیگردم.
🐰: حسودیم میشه. منم یه چیزی میخوام بخورم.
🐰: باید برم دوش بگیرم.
🐰: باید برم... باید برم. با فکر کردن به شماها، لایو رو روشن کردم. الان ۵۷ دقیقه ازش گذشته.
🐰: به نظر میاد تههیونگی هیونگ داره برمیگرده؟
🐰: چی شد برگشتی؟
🐻: موکبانگ ~ آه، این چه گوشتیه؟
🐰: به نظر سینه مرغ میاد به نظر نمیاد که الان شروع کنم به رقصیدن؟
🐻: ولی من فقط شورت پوشیدم
🐰: آه، شورت؟ جالبه😂😂
🐰: چرا صدام عجیب بود؟ میکروفون مشکل داشت
🐰: صدام عجیب میومد؟
🐻: نه، صدا عجیب نبود.
🐰: واقعاً؟
🐻: هیونگ داره میره مسواک بزنه الان
تهیونگ اینجا لایو خاموش کرد و رفت🥹
ترجمه حرفای تهیونگ و جونگکوک🐻🐰
🐻: سلام یه لحظه صبر کن.
🐻: تازه دوش گرفتم.
🐰: ولی موهات اینو نشون نمیده.
(موهاش خیس نیس😂)
🐰: منم باید برم دوش بگیرم.
🐰: میرم دوش میگیرم و برمیگردم، تو همین مدت ادامه بده.
🐻: نه، خستم.
🐰: جدی؟ پس برو بخواب.
🐻: بعد از دوش گرفتن برنمیگردی دیگه، نه؟
🐰: ولی میذارم روش باشه ?
🐻: واقعاً؟ غذا سفارش دادم، میتونم تا اون موقع غذا بخورم؟
🐰: موهاتو کوتاه کردی؟ چرا کوتاه کردی؟
🐻: چشمامو اذیت میکرد.
🐰: دلیلت خیلی ساده بود. من میذارم موهام بلند بشه. آرمی، خوششون نمیاد، نه؟
🐻: آرمی موهای کوتاه ما رو دوست دارن. این مدلی رو دوست دارن؟
🐰: نه، منظور این نیست که ما دیگه سرباز نیستیم...
🐰: حدود ۹ یا ۱۰ میدویی؟
🐻: یعنی ما؟
🐰: داشتیم برنامهریزی میکردیم که بریم رودخونه هان هوازی کار کنیم، ولی نگران بودیم فنها مثل پوکمان گو ما رو بگیرن ها ها
🐻: به جاش، یه کاری کن ما رو نشناسن!
🐰: با هم بدویم؟
🐻: امیدوارم هوبی هیونگ هم بتونه با ما برای دویدن بیاد.
🐰: هوبی هیونگ؟
🐻: اون قبلاً هر روز با ما تمرین میکرد.
🐰: شاید نیاد... ولی هوبی هیونگ حتماً خیلی خوب میدوه!
🐻: فکر کنم هوبی هیونگ ترجیح میده صبحها بدوه؟
🐰: گفتی ۶۱ کیلو؟ واااه. اصلاً باورکردنی نیست.
🐻: ولی بین اون زمان و الآن خیلی فرق کرده. چربی و پف صورت... آهان، غذام رسید.
🐻: بعد از خوردن غذا برمیگردم.
🐰: نمیخوای نشونش بدی؟
🐻: برمیگردم.
🐰: حسودیم میشه. منم یه چیزی میخوام بخورم.
🐰: باید برم دوش بگیرم.
🐰: باید برم... باید برم. با فکر کردن به شماها، لایو رو روشن کردم. الان ۵۷ دقیقه ازش گذشته.
🐰: به نظر میاد تههیونگی هیونگ داره برمیگرده؟
🐰: چی شد برگشتی؟
🐻: موکبانگ ~ آه، این چه گوشتیه؟
🐰: به نظر سینه مرغ میاد به نظر نمیاد که الان شروع کنم به رقصیدن؟
🐻: ولی من فقط شورت پوشیدم
🐰: آه، شورت؟ جالبه😂😂
🐰: چرا صدام عجیب بود؟ میکروفون مشکل داشت
🐰: صدام عجیب میومد؟
🐻: نه، صدا عجیب نبود.
🐰: واقعاً؟
🐻: هیونگ داره میره مسواک بزنه الان
تهیونگ اینجا لایو خاموش کرد و رفت🥹
- ۲.۵k
- ۰۸ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط