🎥بانی خسارت محض، دست به دامن ترکمنچای شد
🎥بانی خسارت محض، دست به دامن ترکمنچای شد
🔹محمدجواد ظریف در تازهترین اظهارات خود از قرارداد ننگین ترکمانچای دفاع کرده و آن را قراردادی بهموقع خوانده است و خاطر نشان کرده است: «اگر لازم باشد باید برای بقا به توافقنامهای شبیه ترکمنچای تن بدهیم». استدلال او این است که اگر آن قرارداد بسته نمیشد، دشمن به خاکریزهای پایتخت میرسید و کشور نابود میشد. این دفاع در ظاهر تاریخی است، اما در واقع سناریویی برای توجیه کارنامه خود اوست. کسی که خود خالق و بانی برجام است، قراردادی که به تعبیر رهبر شهید، خسارت محض بود، اکنون با تکیه بر ترکمانچای میخواهد از خسارات برجام و ایدههای ضد ملی خود دفاع کند. او ترکمانچای را که حد اعلای حقارت و شکست در تاریخ ایران است، نقطه اتکا کرده تا شاید شکست بزرگتر خود را موجه و کوچکتر نشان دهد.
🔹با ذکر استدلالهای سادهای میتوان ثابت کرد که خسارات برجام، از ترکمانچای هم بیشتر است. ترکمانچای پس از جنگ و در شرایطی تحمیل شد که بخشهایی از کشور در معرض اشغال بود؛ اما برجام در شرایطی امضا شد که ایران در موضع مقاومت و پیشرفت قرار داشت. در ترکمانچای، بخشهایی از سرزمین جدا شد، اما مکانیسمی دائمی برای دخالت آینده دشمن در امنیت ایران ایجاد نشد. در برجام، دستگاه معیوب دیپلماسی غربگرا، بندی را پذیرفت که در تاریخ روابط بینالملل بیسابقه است: مکانیسم ماشه.
🔹معنای ماشه این است که هر زمان دشمنان بخواهند، بتوانند اجماع جهانی نظامی و اقتصادی علیه ایران بسازند و تحریمها و محدودیتهای امنیتی را بازگردانند. هیچ کشوری در طول تاریخ چنین حقی را به دشمنان خود نداده است که هرگاه خواستند، علیه آن اقدام جامع امنیتی صورت دهند. این بند که در ابتدا وجودش در برجام انکار نیز میشد، بزرگترین سند ضد امنیت ملی ایران است.
🔹کسی که چنین کارنامهای را دارد، امروز نمیتواند با دفاع از ترکمانچای، کارنامه خود را سفید کند. دفاع از ترکمانچای در حقیقت دفاع از منطق و گفتمان تسلیم است؛ همان منطقی که برجام، آتشبس بدموقع جنگ ۱۲ روزه و توافق اسلامآباد را ساخت و امنیت ایران را گروگان دیپلماسی کرد.
🔹نکته مهمتر این است که ترکمانچای هرچند تلخ و ننگین بود، اما محصول یک وضعیت جنگی و تحمیلی بود، نه انتخاب عقلایی یک دستگاه دیپلماسی؛ اما برجام محصول انتخاب کسانی بود که مدام میز مذاکره را عقلانیتر و مناسبتر از میدان و مقاومت نشان دادند. آنان توافقی را امضا کردند که نه تنها هیچ تحریمی را کامل برنداشت، بلکه ساختار تحریم را حفظ کرد و به دشمنان اجازه داد هر زمان اراده کردند، از مسیر ماشه علیه ایران اقدام کنند. این تفاوت، برجام را از ترکمانچای بدتر میکند.
🔹در ترکمانچای دشمن غالب مکمل مسئول بیکفایت شد و این قرارداد را رقم زد؛ اما برجام صرفا حاصل خطای محاسباتی گفتمان دولتمردان روحانی بود. ترکمانچای سرزمین جدا کرد؛ برجام اراده ملی را محدود کرد، صنعت هستهای را متوقف کرد و مکانیسمی ساخت که هر لحظه بتواند ایران را زیر فشار جهانی قرار دهد. بنابراین، ظریف به جای روایتسازی از تاریخ، باید پاسخ دهد چرا تفاهمی را امضا کرد که در آن، دشمنان ایران حق اقدام جامع امنیتی در هر زمان را به دست آوردند.
🔹محمدجواد ظریف در تازهترین اظهارات خود از قرارداد ننگین ترکمانچای دفاع کرده و آن را قراردادی بهموقع خوانده است و خاطر نشان کرده است: «اگر لازم باشد باید برای بقا به توافقنامهای شبیه ترکمنچای تن بدهیم». استدلال او این است که اگر آن قرارداد بسته نمیشد، دشمن به خاکریزهای پایتخت میرسید و کشور نابود میشد. این دفاع در ظاهر تاریخی است، اما در واقع سناریویی برای توجیه کارنامه خود اوست. کسی که خود خالق و بانی برجام است، قراردادی که به تعبیر رهبر شهید، خسارت محض بود، اکنون با تکیه بر ترکمانچای میخواهد از خسارات برجام و ایدههای ضد ملی خود دفاع کند. او ترکمانچای را که حد اعلای حقارت و شکست در تاریخ ایران است، نقطه اتکا کرده تا شاید شکست بزرگتر خود را موجه و کوچکتر نشان دهد.
🔹با ذکر استدلالهای سادهای میتوان ثابت کرد که خسارات برجام، از ترکمانچای هم بیشتر است. ترکمانچای پس از جنگ و در شرایطی تحمیل شد که بخشهایی از کشور در معرض اشغال بود؛ اما برجام در شرایطی امضا شد که ایران در موضع مقاومت و پیشرفت قرار داشت. در ترکمانچای، بخشهایی از سرزمین جدا شد، اما مکانیسمی دائمی برای دخالت آینده دشمن در امنیت ایران ایجاد نشد. در برجام، دستگاه معیوب دیپلماسی غربگرا، بندی را پذیرفت که در تاریخ روابط بینالملل بیسابقه است: مکانیسم ماشه.
🔹معنای ماشه این است که هر زمان دشمنان بخواهند، بتوانند اجماع جهانی نظامی و اقتصادی علیه ایران بسازند و تحریمها و محدودیتهای امنیتی را بازگردانند. هیچ کشوری در طول تاریخ چنین حقی را به دشمنان خود نداده است که هرگاه خواستند، علیه آن اقدام جامع امنیتی صورت دهند. این بند که در ابتدا وجودش در برجام انکار نیز میشد، بزرگترین سند ضد امنیت ملی ایران است.
🔹کسی که چنین کارنامهای را دارد، امروز نمیتواند با دفاع از ترکمانچای، کارنامه خود را سفید کند. دفاع از ترکمانچای در حقیقت دفاع از منطق و گفتمان تسلیم است؛ همان منطقی که برجام، آتشبس بدموقع جنگ ۱۲ روزه و توافق اسلامآباد را ساخت و امنیت ایران را گروگان دیپلماسی کرد.
🔹نکته مهمتر این است که ترکمانچای هرچند تلخ و ننگین بود، اما محصول یک وضعیت جنگی و تحمیلی بود، نه انتخاب عقلایی یک دستگاه دیپلماسی؛ اما برجام محصول انتخاب کسانی بود که مدام میز مذاکره را عقلانیتر و مناسبتر از میدان و مقاومت نشان دادند. آنان توافقی را امضا کردند که نه تنها هیچ تحریمی را کامل برنداشت، بلکه ساختار تحریم را حفظ کرد و به دشمنان اجازه داد هر زمان اراده کردند، از مسیر ماشه علیه ایران اقدام کنند. این تفاوت، برجام را از ترکمانچای بدتر میکند.
🔹در ترکمانچای دشمن غالب مکمل مسئول بیکفایت شد و این قرارداد را رقم زد؛ اما برجام صرفا حاصل خطای محاسباتی گفتمان دولتمردان روحانی بود. ترکمانچای سرزمین جدا کرد؛ برجام اراده ملی را محدود کرد، صنعت هستهای را متوقف کرد و مکانیسمی ساخت که هر لحظه بتواند ایران را زیر فشار جهانی قرار دهد. بنابراین، ظریف به جای روایتسازی از تاریخ، باید پاسخ دهد چرا تفاهمی را امضا کرد که در آن، دشمنان ایران حق اقدام جامع امنیتی در هر زمان را به دست آوردند.
- ۷۱۶
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط