از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مرا

از دو عالم دردت ای #دلدار بس باشد مرا
کافر عشقم اگر غیر #تو کس باشد مرا

با تو باشم وسعت #دل بگذرد از #عرش هم
بی تو باشم هر دو عالم یک #قفس باشد مرا

من نمیدانم چسان جانم فدا خواهد شدن
این قدر دانم نگاهی از تو بس باشد مرا

عمر خواهم پایدار و جان شیرین بیشمار
بر تو می افشانده باشم تا نفس باشد مرا

هر کسی دارد هوس چیزی نخواهم من جز آنکه
سرنهم در پای جانان این هوس باشد مرا

توتیای دیدهٔ گریان کنم تا بینمش
گر بخاک پای #جانان دست رس باشد مرا

جهد کن تا کام من شیرین شود از شهد #وصل
فیض تا کس دست بر سر چون مگس باشد مرا


✍️ شاعر: #فیض_کاشانی


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی #شعر_فارسی
#سرای_فارسی #آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک #حکایت #شعر_آیینی
#عاشقانه
دیدگاه ها (۳)

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

#دلخوشم با غزلی تازه همینم کافیستتو مرا باز رساندی به یقینم ...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

بر خلایق لطف کردی، منتها #بر_عکس شد!پاسخ «خوبی» نمی دانم چرا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط