اگر شهر

اگر شهر
مالِ من بود
در هر خيابانش
يك بغل فروشي
تأسيس مي كردم ...
كه اگر پاييز بود و نمِ باران و
يك دنيا برگِ زردِ ريخته از درخت
و يك دل كه پر از دلتنگي ست
جايي باشد براي دقيقه اي
در آغوش كشيده شدن
و ثانيه اي آرامش
و لحظه اي امنيت...
آري من اگر بودم،
به جاي اين همه درمانگاه
و مريض خانه،
در هر خيابان
فقط يك بغل فروشي
مي زدم و تمام..


#دخترونه_طوری
#ستاره_قشنگیجات


#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
#𝑯𝒂𝒛𝒓𝒂𝒕𝒆𝑬𝒔𝒉𝒈𝒉
#𝒋𝒂𝒅𝒐𝒐𝒈𝒂𝒓𖣘
#𝑺𝒉𝒐𝒈𝒉𝒆𝑵𝒂𝒇𝒂𝒔
دیدگاه ها (۰)

خیال امروزت رابه هیچ چیز آغشته مکن...مگر منو کمی عشق...همین....

𝑌𝑜𝑢𝑟 𝑆𝑜 𝑝𝑒𝑟𝑓𝑒𝑐𝑡 𝑇𝒉𝑎𝑡 𝑡𝑊𝑜 𝑎𝑟𝑚𝑆‌ 𝑎𝑟𝑒 𝑛𝑂𝑡 𝑒𝑛𝑜𝑢𝑔𝒉 𝑇𝑜𝐻𝑢𝑔 𝑌𝑜𝑢...‌#...

تکیه کلامش بود؛فرق نمی کرد موقع سلام یا وقت خداحافظی، می گفت...

"زندگی یعنی همین بهانه‌های کوچک برای یک برف حسابی چند روزهو ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁵¹بعد خیلی آروم گفت:تهیونگ..همه‌ی اعضای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط