خانم باربارادی آنجلس در کتاب لحظه‌های ناب زندگی جمله جالب

خانم باربارادی آنجلس در کتاب لحظه‌های ناب زندگی جمله جالبی به شرح ذیل بیان می‌کند :
اول دلم لک زده بود که بتوانم دبیرستان را تمام کنم و به دانشگاه بروم. بعد داشتم می‌مردم که دانشگاه را تمام کنم و سر کار بروم، بعد دلم لک زده بود که ازدواج کنم و بچه‌دار شوم. بعد همیشه منتظر بودم که بچه‌هایم بزرگ شوند و به مدرسه بروند و من بتوانم دوباره مشغول کار شوم. بعد آرزو داشتم که بازنشسته شوم و حالا دارم می‌میرم که یک دفعه متوجه شدم « اصلاً یادم رفته بود زندگی کنم » شاد بودن و احساس خوشبختی را به اگرهایمان مربوط نکنیم زیرا اگرها پایان ناپذیرند و بیاد داشته باشیم زندگی یک سفر است و هدف نیست
دیدگاه ها (۲)

پروردگارا :ﺭﻭﺯ ﺷﻨﺒﻪ ﺩﺭ ﺷﺮﻭﻉ ﻫﺮ ﻫﻔﺘﻪﺑﻪ ﻓﻜﺮﻣﺎﻥ....... ﻣﻨﻄﻖﺑﻪ ﻗ...

زیباوعالی

الهی امین

بدون شرح

سفیر کبیر Grand Ambassador

ص۵۹تاقت نداشتم دانشگاه بدون پریسا برایم حکم سلول انفرادی داش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط